صراط:اغلب مخاطبان تلویزیون بازی بهار نوحیان را در
مجموعه تلویزیونی "شاید برای شما هم اتفاق بیفتد" دیدهاند. این بازیگر
جوان در اپیزودهای مختلف این مجموعه توانست باب جدیدی را برای بازی در نقشی
متفاوت برای او فراهم سازد. نقشی که به عقیده خود نوحیان تاکنون بازی
نکرده و خیلی دلش میخواسته چنین نقشی را ایفا کند.
بهار نوحیان پیش از اینها نیز در آغازین سالهای جوانیاش در مجموعههای مختلفی به ایفای نقش پرداخته و حضور وی را در تلهفیلمها هم شاهد بودیم.
اما بهانه ما برای گفتگو با او حضورش در مجموعه تلویزیونی "بالهای خیس" و بازی در نقش افرا بود. این سریال این شبها ساعت ۲۲ از شبکه یک روی آنتن میرود.
*شما پیش از این نیز با عباس رنجبر کارگردان این مجموعه همکاری داشتید. همین سابقه بود که به انتخاب شما برای ایفای نقش افرا منجر شد؟
- بله. من پیش از این با آقای رنجبر یک تلهفیلم کار کرده بودم. وقتی فیلمنامه را به من دادند متوجه شدم که منظور وی ایفای کدام نقش است. چون نقش اصلی دختر این مجموعه افرا بود که در اکثر قسمتها حضور دارد. البته من تجربههایی در مجموعه "شاید برای شما هم اتفاق بیفتد" داشتم اما قبل از آن هم سریال ۲۶ قسمتی کار کرده بودم. مجموعه "سفید، سیاه، خاکستری" اولین تجربه من در ۱۸ سالگی بود. اما چون زمان پخش مجموعه "شاید برای شما هم اتفاق بیفتد" نزدیکتر است مخاطبان این مجموعه را بیشتر به خاطر دارند.
*شما چه ویژگیهای شخصیتی را برای افرا در نظر گرفتید و آنها را در نوع بازی لحاظ کردید؟
- به عقیده من بزرگترین ویژگی شخصیتی افرا این است که در کنار اینکه دختری است با پوشش کامل اسلامی و مومن است اما دختر مظلوم و بیچارهای نیست. افرا شخصیت قوی و محکمی دارد و من فکر کردم که با این ویژگیها باید قوی و محکم نیز حرف بزند؛ به خصوص در مواقعی که با نامزد خود محسن دچار مشکل و اختلاف میشود. چون محسن او را رها میکند و میرود و هنگامی که باز میگردد من طوری این شخصیت را بازی کردم که به سرعت به این بازگشت جواب ندهد. این استحکام در شخصیت افرا و قوی بودن او را در طول داستان و بازی خود حفظ کردم و نگذاشتم در هیچ صحنهای از بین برود. حتی در نوع بیان، ادای جملات، حرف زدن و حتی ایستادن وی من سعی کردم این ویژگی را رعایت کنم. اما در کنار این ویژگیها نیز سعی کردم آن لطافت و مهربانی زنانهاش را در برخورد با مادر شوهر و زن داییاش حفظ کند. محبت و عاطفهای که نسبت به آنها داشت را در بازیام لحاظ کردم و شما میتوانید به راحتی این موضوع را ببینید.
افرا یک دختر تحصیلکرده است و سر کار میرود و در جامعه حضور دارد، از سوی دیگر احساساتش خدشهدار میشود، هم به خاطر سوختگی صورتش و هم به خاطر اینکه از سوی محسن رها شده، به نوعی ضربه روحی و جسمی سنگینی خورده است، با وجود این اتفاقات برای یک دختر جوان این استقلال شخصیتی در بازی بسیار دشوار بوده است.
من تمام سعیام را کردم تا این استقلال شخصیتی افرا را حفظ کنم. اما به طور قطع برای هر انسانی وقتی مشکل جسمی پیش میآید تحمل آن سنگین و دشوار است. مخصوصاً وقتی عکس العمل نامزد خود را میبیند و از سوی او طرد میشود. به همین خاطر من یک دوره کوتاه برای این نقش در نظر گرفتم مثل اینکه قلبش شکسته و ناراحت و غمگین است. حتی غرور او خدشه دار شده است. اما دوباره میایستد و به حالت اولیه باز میگردد.
البته این مسئله در نوع نوشتار و فیلمنامه هم موجود بود و من نیز آن را تشدید کردم. این حالت ناراحتی و احساس بدی که افرا داشت گذرا بود و به زودی برطرف میشود. این مسئله نیز به نظر من در هر فردی وجود دارد و منطقی است. گاهی انسانها با مشکلات بسیاری روبرو میشوند و در لحظاتی از زندگی عادی خود عقب میمانند اما بعد از مدتی دوباره سلامت روحی و جسمیشان باز میگردد و به زندگی امیدوار میشوند.
*این طور به نظر میرسد که شما بیشتر روی همین ویژگی افرا تمرکز کردید. آیا ویژگی خاصی هم بود که خود شما به این نقش اضافه کنید؟
- من فقط میتوانستم روی نحوه نشان دادن این رفتار و ویژگیها تاثیر بگذارم نه روی روند قصه که بخواهم چیزی به نقش اضافه کنم. چون این قصه از پیش نوشته شده بود. من روی ایستادگی شخصیت افرا بسیار کار کردم. حتی در نوع چادر سر کردن این شخصیت. گاهی اوقات دیده شده که بسیاری از خانمهای چادری به خوبی نمیتوانند چادر خود را حفظ کنند و گاهی این چادر در سر تکان میخورد و این امر هم طبیعی است. اما من بر این عقیده بودم که افرا آنقدر محکم و مستقل است که حتی چادر نیز در سرش بسیار محکم میایستد و تکان نمیخورد و نیازی به این ندارد که چادر را به سمت عقب و جلو حرکت دهد. من سعی کردم از حرکات ریز در پلان خودداری کنم. چون باید افرا را محکم، قوی و مستقل میدیدیم. حتی شکنندگی این شخصیت در مقابل مشکلات به سرعت رفع میشود. من تلاش کردم او را از آنچه که در فیلمنامه بود محکمتر نشان دهم. این مسئله به خاطر خودم هم بود. چون همیشه به من نقشهای مظلوم و شخصیتهای آرام پیشنهاد میشد. سعی کردم روی دیگر بازیام را در این مجموعه نیز نشان دهم. افرا باید فردی قوی به لحاظ شخصیتی نشان داده میشد.
*شخصیت افرا شخصیتی باورپذیر و ملموس است و میتوان ما به ازای بیرونی آن را در جامعه دید، شما تا چه اندازه از ما به ازای این شخصیت بهره بردید؟
- جالب است بدانید من در دوران دانشجویی دوستی داشتم که بسیار به افرا شباهت داشت. مانند او مومن بود و شخصیتی محکم داشت. وقتی بازی میکردم ناخودآگاه به یاد او و حرکاتش میافتادم که چطور صحبت میکند و حتی چطور میایستد. او برخوردی صمیمی و شاد با من داشت اما وقتی قرار بود با مردی صحبت کند بسیار سنگین و موقر و محکم حرف میزد. حتی به صورت آن مرد هم نگاه نمیکرد. من سعی کردم این ویژگی را در افرا هم پیدا کنم. افرا نیز وقتی در دانشگاه حضور داشت چنین برخوردی داشت و بعد از اینکه نامزدیاش با محسن به هم خورد نیز رفتارش با او تغییر کرد. دیگر خنده و شیطنتی در کار نبود و بسیار متین و محکم برخورد میکرد.
نکته دیگر اینکه در مواقعی پیش آمد که دوستان گفتند بازیات دودست شده و گاهی صدایت هم همین طور. اما باور کنید که عمدی در این کار نبوده است. من بر اساس موقعیت سکانس و حال و هوای افرا هر روز تمرین بیان میکردم و با توجه به موقعیت مورد نظر در سکانس رفتار و حالات افرا را میسنجیدم. بر این باور بودم که لطافت و محبت و مهربانی را با دایی و زن دایی و به طور کلی محارم خود حفظ کند. اما در محل کارش؛ گلخانه با دیگر افراد و مردهایی که کار میکند دیگر این رفتار وجود نداشته باشد.
*این طور به نظر میرسد که با بازی در این نقش از نقشهای پیشین فاصله گرفتهاید، چون اگر این اتفاق نمیافتاد شما دچار کلیشه و تکرار در بازیگری میشدید...
- بله. متاسفانه در یک دورهای هر چه نقش دخترهای مظلوم بود به من پیشنهاد میشد. البته در حال حاضر هم همین طور است. چندی پیش هم به من پیشنهاد شد که نقش یک زنی را بازی کنم که همسرش را از دست داده است و اتفاقاتی برای او میافتد. این روند قصه مشخص است که این نقش نیز مانند دیگر نقشها تکرار خواهد شد. حتی در محیطهای بیرون از منزل هم مردم میگویند: " اِ، اون بازیگره که نقشهای دختر مظلوم رو بازی میکنه و همش گریه میکنه...!" من واقعاً سعی کردم تا جایی که ممکن است افرا را قوی و محکم بازی کنم و از آن نقشها بیرون بیایم و کلیشهشکنی کرده باشم. هم به خاطر خودم و هم به خاطر نقش سعی کردم دو وجه شخصیتی افرا را که هم محکم و قوی و هم بعد عاطفی و احساسی دارد نشان دهم.
*در این مجموعه یک نگاه آسیبشناسانه به موضوعات مختلفی چون شکاف میان نسلها و تضادهای رفتاری و شخصیتی نیز پرداخته است. شما تا چه اندازه به این نگاه توجه داشتید و آن را در کار خود لحاظ کردید؟
- به نظر من گاهی این مسئله یعنی فاصله میان نسلها از ناپختگی فرزندان نشات میگیرد که در این داستان نیز اینگونه است. اما در پایان اتفاقات خوبی خواهد افتاد. شخصیت محسن با پدر و مادر خود به مشکل بر میخورد اما وقتی به پختگی میرسد نوع رابطهاش تغییر میکند و بسیاری از مسائل او حل و فصل میشود.
*تعامل شما با بازیگران و کارگردان این مجموعه چطور بود؟
- من قبل از این که با فاطمه گودرزی عزیز هم بازی شوم بسیار بازیشان را دوست داشتم و به عنوان یک تماشاگر از بازیشان لذت میبردم. وقتی دیدم قرار است ایشان هم در این مجموعه بازی کنند برای من یک امتیاز مثبت و قوت قلب بود. جواد نوروزبیگی هم تهیه کننده خوب سینما و تلویزیون است و برای من جای بسی خرسندی است که با او کار کنم که این همکاری را به فال نیک میگیرم. امیدوارم از حضور من در این مجموعه راضی باشند و این همکاری ادامه پیدا کند. عباس رنجبر را نیز از پیش میشناختم و در کار برای من مانند یک پدر بود. حسین مهری نیز هم بازی خوب بود و بسیار تعامل خوبی داشتیم و در تمرینات به هم کمک میکردیم. در کل با همه بازیگران و عوامل تعامل خوبی برقرار شد. من بسیار ممنونم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا خودم را نشان دهم. با این گروه مانند یک خانواده مدت طولانی را در کنار هم زندگی کردیم و من نیز تمام تلاشم را کردم تا این نقش را به خوبی ایفا کنم.
*بازتاب این مجموعه را چطور ارزیابی میکنید؟
- به نظر من تا حدودی این مجموعه دیده شده و شاید نیاز باشد که برای دریافت تاثیرات آن کمی بیشتر صبر کنیم.
بهار نوحیان پیش از اینها نیز در آغازین سالهای جوانیاش در مجموعههای مختلفی به ایفای نقش پرداخته و حضور وی را در تلهفیلمها هم شاهد بودیم.
اما بهانه ما برای گفتگو با او حضورش در مجموعه تلویزیونی "بالهای خیس" و بازی در نقش افرا بود. این سریال این شبها ساعت ۲۲ از شبکه یک روی آنتن میرود.
*شما پیش از این نیز با عباس رنجبر کارگردان این مجموعه همکاری داشتید. همین سابقه بود که به انتخاب شما برای ایفای نقش افرا منجر شد؟
- بله. من پیش از این با آقای رنجبر یک تلهفیلم کار کرده بودم. وقتی فیلمنامه را به من دادند متوجه شدم که منظور وی ایفای کدام نقش است. چون نقش اصلی دختر این مجموعه افرا بود که در اکثر قسمتها حضور دارد. البته من تجربههایی در مجموعه "شاید برای شما هم اتفاق بیفتد" داشتم اما قبل از آن هم سریال ۲۶ قسمتی کار کرده بودم. مجموعه "سفید، سیاه، خاکستری" اولین تجربه من در ۱۸ سالگی بود. اما چون زمان پخش مجموعه "شاید برای شما هم اتفاق بیفتد" نزدیکتر است مخاطبان این مجموعه را بیشتر به خاطر دارند.
*شما چه ویژگیهای شخصیتی را برای افرا در نظر گرفتید و آنها را در نوع بازی لحاظ کردید؟
- به عقیده من بزرگترین ویژگی شخصیتی افرا این است که در کنار اینکه دختری است با پوشش کامل اسلامی و مومن است اما دختر مظلوم و بیچارهای نیست. افرا شخصیت قوی و محکمی دارد و من فکر کردم که با این ویژگیها باید قوی و محکم نیز حرف بزند؛ به خصوص در مواقعی که با نامزد خود محسن دچار مشکل و اختلاف میشود. چون محسن او را رها میکند و میرود و هنگامی که باز میگردد من طوری این شخصیت را بازی کردم که به سرعت به این بازگشت جواب ندهد. این استحکام در شخصیت افرا و قوی بودن او را در طول داستان و بازی خود حفظ کردم و نگذاشتم در هیچ صحنهای از بین برود. حتی در نوع بیان، ادای جملات، حرف زدن و حتی ایستادن وی من سعی کردم این ویژگی را رعایت کنم. اما در کنار این ویژگیها نیز سعی کردم آن لطافت و مهربانی زنانهاش را در برخورد با مادر شوهر و زن داییاش حفظ کند. محبت و عاطفهای که نسبت به آنها داشت را در بازیام لحاظ کردم و شما میتوانید به راحتی این موضوع را ببینید.
افرا یک دختر تحصیلکرده است و سر کار میرود و در جامعه حضور دارد، از سوی دیگر احساساتش خدشهدار میشود، هم به خاطر سوختگی صورتش و هم به خاطر اینکه از سوی محسن رها شده، به نوعی ضربه روحی و جسمی سنگینی خورده است، با وجود این اتفاقات برای یک دختر جوان این استقلال شخصیتی در بازی بسیار دشوار بوده است.
من تمام سعیام را کردم تا این استقلال شخصیتی افرا را حفظ کنم. اما به طور قطع برای هر انسانی وقتی مشکل جسمی پیش میآید تحمل آن سنگین و دشوار است. مخصوصاً وقتی عکس العمل نامزد خود را میبیند و از سوی او طرد میشود. به همین خاطر من یک دوره کوتاه برای این نقش در نظر گرفتم مثل اینکه قلبش شکسته و ناراحت و غمگین است. حتی غرور او خدشه دار شده است. اما دوباره میایستد و به حالت اولیه باز میگردد.
البته این مسئله در نوع نوشتار و فیلمنامه هم موجود بود و من نیز آن را تشدید کردم. این حالت ناراحتی و احساس بدی که افرا داشت گذرا بود و به زودی برطرف میشود. این مسئله نیز به نظر من در هر فردی وجود دارد و منطقی است. گاهی انسانها با مشکلات بسیاری روبرو میشوند و در لحظاتی از زندگی عادی خود عقب میمانند اما بعد از مدتی دوباره سلامت روحی و جسمیشان باز میگردد و به زندگی امیدوار میشوند.
*این طور به نظر میرسد که شما بیشتر روی همین ویژگی افرا تمرکز کردید. آیا ویژگی خاصی هم بود که خود شما به این نقش اضافه کنید؟
- من فقط میتوانستم روی نحوه نشان دادن این رفتار و ویژگیها تاثیر بگذارم نه روی روند قصه که بخواهم چیزی به نقش اضافه کنم. چون این قصه از پیش نوشته شده بود. من روی ایستادگی شخصیت افرا بسیار کار کردم. حتی در نوع چادر سر کردن این شخصیت. گاهی اوقات دیده شده که بسیاری از خانمهای چادری به خوبی نمیتوانند چادر خود را حفظ کنند و گاهی این چادر در سر تکان میخورد و این امر هم طبیعی است. اما من بر این عقیده بودم که افرا آنقدر محکم و مستقل است که حتی چادر نیز در سرش بسیار محکم میایستد و تکان نمیخورد و نیازی به این ندارد که چادر را به سمت عقب و جلو حرکت دهد. من سعی کردم از حرکات ریز در پلان خودداری کنم. چون باید افرا را محکم، قوی و مستقل میدیدیم. حتی شکنندگی این شخصیت در مقابل مشکلات به سرعت رفع میشود. من تلاش کردم او را از آنچه که در فیلمنامه بود محکمتر نشان دهم. این مسئله به خاطر خودم هم بود. چون همیشه به من نقشهای مظلوم و شخصیتهای آرام پیشنهاد میشد. سعی کردم روی دیگر بازیام را در این مجموعه نیز نشان دهم. افرا باید فردی قوی به لحاظ شخصیتی نشان داده میشد.
*شخصیت افرا شخصیتی باورپذیر و ملموس است و میتوان ما به ازای بیرونی آن را در جامعه دید، شما تا چه اندازه از ما به ازای این شخصیت بهره بردید؟
- جالب است بدانید من در دوران دانشجویی دوستی داشتم که بسیار به افرا شباهت داشت. مانند او مومن بود و شخصیتی محکم داشت. وقتی بازی میکردم ناخودآگاه به یاد او و حرکاتش میافتادم که چطور صحبت میکند و حتی چطور میایستد. او برخوردی صمیمی و شاد با من داشت اما وقتی قرار بود با مردی صحبت کند بسیار سنگین و موقر و محکم حرف میزد. حتی به صورت آن مرد هم نگاه نمیکرد. من سعی کردم این ویژگی را در افرا هم پیدا کنم. افرا نیز وقتی در دانشگاه حضور داشت چنین برخوردی داشت و بعد از اینکه نامزدیاش با محسن به هم خورد نیز رفتارش با او تغییر کرد. دیگر خنده و شیطنتی در کار نبود و بسیار متین و محکم برخورد میکرد.
نکته دیگر اینکه در مواقعی پیش آمد که دوستان گفتند بازیات دودست شده و گاهی صدایت هم همین طور. اما باور کنید که عمدی در این کار نبوده است. من بر اساس موقعیت سکانس و حال و هوای افرا هر روز تمرین بیان میکردم و با توجه به موقعیت مورد نظر در سکانس رفتار و حالات افرا را میسنجیدم. بر این باور بودم که لطافت و محبت و مهربانی را با دایی و زن دایی و به طور کلی محارم خود حفظ کند. اما در محل کارش؛ گلخانه با دیگر افراد و مردهایی که کار میکند دیگر این رفتار وجود نداشته باشد.
*این طور به نظر میرسد که با بازی در این نقش از نقشهای پیشین فاصله گرفتهاید، چون اگر این اتفاق نمیافتاد شما دچار کلیشه و تکرار در بازیگری میشدید...
- بله. متاسفانه در یک دورهای هر چه نقش دخترهای مظلوم بود به من پیشنهاد میشد. البته در حال حاضر هم همین طور است. چندی پیش هم به من پیشنهاد شد که نقش یک زنی را بازی کنم که همسرش را از دست داده است و اتفاقاتی برای او میافتد. این روند قصه مشخص است که این نقش نیز مانند دیگر نقشها تکرار خواهد شد. حتی در محیطهای بیرون از منزل هم مردم میگویند: " اِ، اون بازیگره که نقشهای دختر مظلوم رو بازی میکنه و همش گریه میکنه...!" من واقعاً سعی کردم تا جایی که ممکن است افرا را قوی و محکم بازی کنم و از آن نقشها بیرون بیایم و کلیشهشکنی کرده باشم. هم به خاطر خودم و هم به خاطر نقش سعی کردم دو وجه شخصیتی افرا را که هم محکم و قوی و هم بعد عاطفی و احساسی دارد نشان دهم.
*در این مجموعه یک نگاه آسیبشناسانه به موضوعات مختلفی چون شکاف میان نسلها و تضادهای رفتاری و شخصیتی نیز پرداخته است. شما تا چه اندازه به این نگاه توجه داشتید و آن را در کار خود لحاظ کردید؟
- به نظر من گاهی این مسئله یعنی فاصله میان نسلها از ناپختگی فرزندان نشات میگیرد که در این داستان نیز اینگونه است. اما در پایان اتفاقات خوبی خواهد افتاد. شخصیت محسن با پدر و مادر خود به مشکل بر میخورد اما وقتی به پختگی میرسد نوع رابطهاش تغییر میکند و بسیاری از مسائل او حل و فصل میشود.
*تعامل شما با بازیگران و کارگردان این مجموعه چطور بود؟
- من قبل از این که با فاطمه گودرزی عزیز هم بازی شوم بسیار بازیشان را دوست داشتم و به عنوان یک تماشاگر از بازیشان لذت میبردم. وقتی دیدم قرار است ایشان هم در این مجموعه بازی کنند برای من یک امتیاز مثبت و قوت قلب بود. جواد نوروزبیگی هم تهیه کننده خوب سینما و تلویزیون است و برای من جای بسی خرسندی است که با او کار کنم که این همکاری را به فال نیک میگیرم. امیدوارم از حضور من در این مجموعه راضی باشند و این همکاری ادامه پیدا کند. عباس رنجبر را نیز از پیش میشناختم و در کار برای من مانند یک پدر بود. حسین مهری نیز هم بازی خوب بود و بسیار تعامل خوبی داشتیم و در تمرینات به هم کمک میکردیم. در کل با همه بازیگران و عوامل تعامل خوبی برقرار شد. من بسیار ممنونم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا خودم را نشان دهم. با این گروه مانند یک خانواده مدت طولانی را در کنار هم زندگی کردیم و من نیز تمام تلاشم را کردم تا این نقش را به خوبی ایفا کنم.
*بازتاب این مجموعه را چطور ارزیابی میکنید؟
- به نظر من تا حدودی این مجموعه دیده شده و شاید نیاز باشد که برای دریافت تاثیرات آن کمی بیشتر صبر کنیم.