"گروه سیاسی صراط" - با پایان یافتن انتخابات ریاست جمهوری یازدهم و مشخص شدن نتیجه آن، جبهه پایداری و آیت الله مصباح یزدی از سوی بسیاری از شخصیت ها و رسانه های اصولگرا مورد انتقادات شدید قرار گرفتند.
به گزارش گروه سیاسی صراط، از طرفی برخی از این منتقدان، جبهه پایداری را یکی از عوامل اصلی عدم اجماع اصولگرایان در انتخاب قلمداد کردند و از سوی دیگر، مواضع آیت الله مصباح یزدی نیز در مواردی مورد انتقاد شدید برخی اصولگرایان قرار گرفت.
انتخاب 7 ساله
اولین انتقادات از آیت الله مصباح یزدی به همان موضع گیری اولیه او در خصوص نامزدی کامران باقری لنکرانی بازمی گردد؛ آنجایی که علامه، لنکرانی را فردی دانسته بود که او را از 7 سال پیش در نظر گرفته بود و حاضر شد "شهادت" دهد که برای پست ریاست جمهوری زیر این آسمان و روی این زمین فردی اصلح از باقری لنکرانی وجود ندارد.
این در حالی است که بعد از ماجرای پر کش و قوس انصراف لنکرانی از کاندیداتوری و حمایت پایداری و مصباح از سعید جلیلی، موضوع انتخاب میان اصلح (بدون توان رای آوری) و صالح غیراصلح (با امکان رای آوری بالا) نیز به موازات مبحث اجماع اصولگرایان مطرح شده بود.
در این میان جبهه پایداری و هواداران جلیلی نظر آیت الله مصباح را که تنها حالت مجاز رای به غیراصلح را «بیم حاکم شدن افسد» دانسته بود، دارای مصداق ندانستند. استدلال آنها این بود که انتخابات بی تردید به دور دوم کشیده خواهد شد و در این شرایط، اجماع عملا بی معناست؛ استدلالی که غلط بودن آن تنها ساعاتی پس از انتخابات نمایان شد.
انتقاد مصباح از رهبری؟
اما موضوعی که این روزها در برخی رسانه های ضدانقلاب روی آن مانور داده می شود، انتقاد مطهری زمان از رهبری معظم انقلاب است! موضوعی که در نگاه اول بسیار عجیب و غیرقابل باور به نظر می رسد.
واقعیت این است که آیت الله مصباح یزدی 4 روز بعد از انتخابات در یک سخنرانی گفته است "هرچند اصل حضور مردم در این انتخابات لازم بوده و تأثیرات مثبت بینالمللی دارد، اما به نظر تنها حضور کافی نیست و باید اصلح را انتخاب کرد، مخصوصا اگر در مقابل اصلح کسانی باشند که ممکن است ضعفهایی داشته باشند که در سیاست گذاریها و مدیریتشان احتمال وارد شدن ضرر به اسلام و مسلمین وجود داشته باشد. مردم ما همواره منتظر رهنمودهای مقام معظم رهبری و شاخصهای اصلح از زبان ایشان هستند، تا بتوانند با توجه به آن ملاکها اصلح را پیدا کنند، اما مقام معظم رهبری همواره تأکید میکردند که بنده درباره کاندیداها هیچ اظهار نظری نمیکنم، اما چرا با وجود اینکه مصلحت کشور مهم است و این مصلحت میتواند با انتخاب یک فرد تأمین شود، رهبری اظهار نظر نمیکنند؟"
اگرچه او در ادامه سخنان خود توضیح داده است که «هرچند عنوان اولی این است که معرفی کامل شاخصهای نامزد اصلح، توسط ایشان برای جامعه مفیدتر خواهد بود، اما با چنین کاری نظام متهم خواهد شد که این انتخابات مهندسی شده و فرمایشی است و از لحاظ بینالمللی تأثیر بسیار منفی برکشور دارد» اما همین اظهارنظر او در برخی رسانه های ضدانقلاب به انتقاد علامه مصباح یزدی از رهبر معظم انقلاب تعبیر شده است.
موضوع وقتی جنجالی تر شد که یک روزنامه داخلی وابسته به آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز به انتقاد شدید از این اظهارات پرداخت و به دنبال آن سلسله مباحث و اظهارنظرهای زنجیروار جدیدی در رسانه ها مطرح شد.
تناقضات آیت الله و یک سوال
روزنامه جمهوری اسلامی ابتدای هفته جاری اوج این انتقادات صریح را به نمایش گذاشت. این روزنامه در مقاله ای مفصل به طرح 5 پرسش از او پرداخت و تلاش کرد تا تناقضات مواضع او در گذشته و حال را نتیجه گیری کند.
این پرسش ها درباره "حجتیهایها"، موضوع "رهبری شورایی"، "عدم حضور حتی یک روزه در جنگ تحمیلی" و "حمایت بی سابقه از احمدی نژاد در گذشته نزدیک" مطرح شده است.
اما در یکی دیگر از این پرسش ها که در واقع به موضوع مورد بحث مربوط می شود آمده است «آیتالله مصباح در این سالها سخت بر مطلق بودن اختیارات ولی فقیه و ما فوق قانون بودن وی تاکید کرده و مشروعیت قوانین را نیز برخواسته از تایید ولی فقیه شمردهاند و به مخالفان آن تاختهاند. این در حالی است که ایشان در مباحث خود در زمان حضرت امام خمینی، در سالهای 65-66 که در قالب کتاب نیز منتشر شده از جمله در استدلال بر لزوم "نظارت دقیق" بر "اعمال رهبری" و حتی تشکیل "دادگاه خبرگان" برای رسیدگی به کارهایی که به تعبیر ایشان به "زعم فقهای مجلس خبرگان صحیح و مطابق موازین شرعی و معیارهای عقلی نبود" و عزل وی در صورت اثبات عدم شایستگی، می نویسند: "زیرا در اسلام، غیر از معصومین علیهمالسلام هیچ کس فوق قانون نیست، بلکه همه باید تابع قانون باشند". و نیز افزوده اند: "چنین نیست که رهبر جامعه اسلامی قدرت مطلق و بی چون و چرا داشته باشد و کسی نتواند وی را مورد پرسش و بازخواست قرار دهد". (حقوق و سیاست در قرآن، ص 262-263) خاستگاه تحول و مبنای تبدل نظر ایشان از آن دیدگاه به نگاه کنونی چیست؟ آیا به دلیل شرعی تازه برخوردهاند یا برداشت تازهای از دلیل قبل پیدا کردهاند؟»
جالب است که نتیجه گیری روزنامه جمهوری اسلامی با آنچه در رسانه های معاند نظام مطرح شده تناقض دارد. این روزنامه صرفا تناقض در دیدگاه های آیت الله مصباح در طول سال های دهه 60 با زمان حاضر را مطرح کرده در حالی که رسانه های ضدانقلاب با سوءاستفاده از بخشی از اظهارات او، انتقاد از رهبر معظم انقلاب را مطرح کرده اند.
به نظر می رسد بیش از هر موضوع دیگری، اولا حساس شدن رسانه ها روی اظهارات آیت الله مصباح به ویژه مواضع انتخاباتی او و در ثانی امکان برداشت های متفاوت به دلیل عدم صراحت در گفته های اخیر او زمینه های چنینی برداشت هایی را فراهم کرده است.
سوال اینجاست که آیا آیت الله مصباح یزدی که در خصوص یکی از کاندیداها با چنان صراحتی به حمایت برخواسته بود، نمی توانست نظر خود را درباره موضع گیری رهبری معظم انقلاب (که در طول این سال ها همواره ثابت بوده و اصل بی طرفی ایشان بر کسی پوشیده نیست) کمی صریح تر بیان کند تا شاهد چنین "پاس"های طلایی و بی نقصی به رسانه های ضدانقلاب برای برداشت های اینچنینی از سخنانش نباشیم؟
در این میان رسانه های وابسته و علاقه مند به وی نیز وظیفه سنگینی را برای شفاف سازی و مقابله با هجمه های ناجوانمردانه بر عهده دارند .
به گزارش گروه سیاسی صراط، از طرفی برخی از این منتقدان، جبهه پایداری را یکی از عوامل اصلی عدم اجماع اصولگرایان در انتخاب قلمداد کردند و از سوی دیگر، مواضع آیت الله مصباح یزدی نیز در مواردی مورد انتقاد شدید برخی اصولگرایان قرار گرفت.
انتخاب 7 ساله
اولین انتقادات از آیت الله مصباح یزدی به همان موضع گیری اولیه او در خصوص نامزدی کامران باقری لنکرانی بازمی گردد؛ آنجایی که علامه، لنکرانی را فردی دانسته بود که او را از 7 سال پیش در نظر گرفته بود و حاضر شد "شهادت" دهد که برای پست ریاست جمهوری زیر این آسمان و روی این زمین فردی اصلح از باقری لنکرانی وجود ندارد.
این در حالی است که بعد از ماجرای پر کش و قوس انصراف لنکرانی از کاندیداتوری و حمایت پایداری و مصباح از سعید جلیلی، موضوع انتخاب میان اصلح (بدون توان رای آوری) و صالح غیراصلح (با امکان رای آوری بالا) نیز به موازات مبحث اجماع اصولگرایان مطرح شده بود.
در این میان جبهه پایداری و هواداران جلیلی نظر آیت الله مصباح را که تنها حالت مجاز رای به غیراصلح را «بیم حاکم شدن افسد» دانسته بود، دارای مصداق ندانستند. استدلال آنها این بود که انتخابات بی تردید به دور دوم کشیده خواهد شد و در این شرایط، اجماع عملا بی معناست؛ استدلالی که غلط بودن آن تنها ساعاتی پس از انتخابات نمایان شد.
انتقاد مصباح از رهبری؟
اما موضوعی که این روزها در برخی رسانه های ضدانقلاب روی آن مانور داده می شود، انتقاد مطهری زمان از رهبری معظم انقلاب است! موضوعی که در نگاه اول بسیار عجیب و غیرقابل باور به نظر می رسد.
واقعیت این است که آیت الله مصباح یزدی 4 روز بعد از انتخابات در یک سخنرانی گفته است "هرچند اصل حضور مردم در این انتخابات لازم بوده و تأثیرات مثبت بینالمللی دارد، اما به نظر تنها حضور کافی نیست و باید اصلح را انتخاب کرد، مخصوصا اگر در مقابل اصلح کسانی باشند که ممکن است ضعفهایی داشته باشند که در سیاست گذاریها و مدیریتشان احتمال وارد شدن ضرر به اسلام و مسلمین وجود داشته باشد. مردم ما همواره منتظر رهنمودهای مقام معظم رهبری و شاخصهای اصلح از زبان ایشان هستند، تا بتوانند با توجه به آن ملاکها اصلح را پیدا کنند، اما مقام معظم رهبری همواره تأکید میکردند که بنده درباره کاندیداها هیچ اظهار نظری نمیکنم، اما چرا با وجود اینکه مصلحت کشور مهم است و این مصلحت میتواند با انتخاب یک فرد تأمین شود، رهبری اظهار نظر نمیکنند؟"
اگرچه او در ادامه سخنان خود توضیح داده است که «هرچند عنوان اولی این است که معرفی کامل شاخصهای نامزد اصلح، توسط ایشان برای جامعه مفیدتر خواهد بود، اما با چنین کاری نظام متهم خواهد شد که این انتخابات مهندسی شده و فرمایشی است و از لحاظ بینالمللی تأثیر بسیار منفی برکشور دارد» اما همین اظهارنظر او در برخی رسانه های ضدانقلاب به انتقاد علامه مصباح یزدی از رهبر معظم انقلاب تعبیر شده است.
موضوع وقتی جنجالی تر شد که یک روزنامه داخلی وابسته به آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز به انتقاد شدید از این اظهارات پرداخت و به دنبال آن سلسله مباحث و اظهارنظرهای زنجیروار جدیدی در رسانه ها مطرح شد.
تناقضات آیت الله و یک سوال
روزنامه جمهوری اسلامی ابتدای هفته جاری اوج این انتقادات صریح را به نمایش گذاشت. این روزنامه در مقاله ای مفصل به طرح 5 پرسش از او پرداخت و تلاش کرد تا تناقضات مواضع او در گذشته و حال را نتیجه گیری کند.
این پرسش ها درباره "حجتیهایها"، موضوع "رهبری شورایی"، "عدم حضور حتی یک روزه در جنگ تحمیلی" و "حمایت بی سابقه از احمدی نژاد در گذشته نزدیک" مطرح شده است.
اما در یکی دیگر از این پرسش ها که در واقع به موضوع مورد بحث مربوط می شود آمده است «آیتالله مصباح در این سالها سخت بر مطلق بودن اختیارات ولی فقیه و ما فوق قانون بودن وی تاکید کرده و مشروعیت قوانین را نیز برخواسته از تایید ولی فقیه شمردهاند و به مخالفان آن تاختهاند. این در حالی است که ایشان در مباحث خود در زمان حضرت امام خمینی، در سالهای 65-66 که در قالب کتاب نیز منتشر شده از جمله در استدلال بر لزوم "نظارت دقیق" بر "اعمال رهبری" و حتی تشکیل "دادگاه خبرگان" برای رسیدگی به کارهایی که به تعبیر ایشان به "زعم فقهای مجلس خبرگان صحیح و مطابق موازین شرعی و معیارهای عقلی نبود" و عزل وی در صورت اثبات عدم شایستگی، می نویسند: "زیرا در اسلام، غیر از معصومین علیهمالسلام هیچ کس فوق قانون نیست، بلکه همه باید تابع قانون باشند". و نیز افزوده اند: "چنین نیست که رهبر جامعه اسلامی قدرت مطلق و بی چون و چرا داشته باشد و کسی نتواند وی را مورد پرسش و بازخواست قرار دهد". (حقوق و سیاست در قرآن، ص 262-263) خاستگاه تحول و مبنای تبدل نظر ایشان از آن دیدگاه به نگاه کنونی چیست؟ آیا به دلیل شرعی تازه برخوردهاند یا برداشت تازهای از دلیل قبل پیدا کردهاند؟»
جالب است که نتیجه گیری روزنامه جمهوری اسلامی با آنچه در رسانه های معاند نظام مطرح شده تناقض دارد. این روزنامه صرفا تناقض در دیدگاه های آیت الله مصباح در طول سال های دهه 60 با زمان حاضر را مطرح کرده در حالی که رسانه های ضدانقلاب با سوءاستفاده از بخشی از اظهارات او، انتقاد از رهبر معظم انقلاب را مطرح کرده اند.
به نظر می رسد بیش از هر موضوع دیگری، اولا حساس شدن رسانه ها روی اظهارات آیت الله مصباح به ویژه مواضع انتخاباتی او و در ثانی امکان برداشت های متفاوت به دلیل عدم صراحت در گفته های اخیر او زمینه های چنینی برداشت هایی را فراهم کرده است.
سوال اینجاست که آیا آیت الله مصباح یزدی که در خصوص یکی از کاندیداها با چنان صراحتی به حمایت برخواسته بود، نمی توانست نظر خود را درباره موضع گیری رهبری معظم انقلاب (که در طول این سال ها همواره ثابت بوده و اصل بی طرفی ایشان بر کسی پوشیده نیست) کمی صریح تر بیان کند تا شاهد چنین "پاس"های طلایی و بی نقصی به رسانه های ضدانقلاب برای برداشت های اینچنینی از سخنانش نباشیم؟
در این میان رسانه های وابسته و علاقه مند به وی نیز وظیفه سنگینی را برای شفاف سازی و مقابله با هجمه های ناجوانمردانه بر عهده دارند .
زنده باد مجمع روحانیون و جامعه روحانیت
کجای سخنان آقای مصباح دال بر انتقاد بر رهبری است ؟
آیا بیان یک شبهه و ÷اسخ آن انتقاد است
ایشان شبهه ای که در مطرح بوده را بیان کرده و پاسخ دادند
کجای سخنان آقای مصباح دال بر انتقاد بر رهبری است ؟
آیا بیان یک شبهه و ÷اسخ آن انتقاد است
ایشان شبهه ای که در مطرح بوده را بیان کرده و پاسخ دادند
یکی میگه من رفتم جبه میگین تو میخوای نون دولت بخوری یکی نمیره میگین تو اصلا انقلابی نیستی
ملاک ایمان و بصیرته و هرکس بصیرت داشته باشه حتما علامه رو الگو قرار میده
نظر خودتم بگو...
راسته صراط منتسب به هاشمیه؟؟؟
در مورد جبهه نرفتن حتی یک دقیقه...!
اقای مصباح چه ادعاهایی دارند
بله دیگه زمانی که گفتند ترور منتظر شلیک گلوله شدیم ولی نفهمیدیم ترور یعنی تهمت وافترا وبهتا ن
خیلی دست به عصا راه میری
قسمت نظراتت هم که..
این چرا به نظر شما جالب است ؟
شما مثکه بدتم نمیاد دادا ازاین حرفای بیربط انتشاربدی