حسن روحانی که تا چند روز دیگر سکان قوه مجریه را در اختیار خواهد گرفت، قول داده است به مقابله با این مشکلات بپردازد. لیکن برای مقابله با این مشکلات چه برنامهای باید اتخاذ کرد و از آن مهمتر اجرای چنین برنامهای باید به چه کسانی سپرده شود؛ چرا که کشور دارای چند سند بالادستی از چشمانداز 20 ساله و برنامه توسعه است و دولت جهت برنامههای اقتصادی را باید با این برنامهها هماهنگ کند؛ ولی چه کسانی مامور اجرای چنین برنامهای میشوند؟
کاهش نرخ تورم، کاهش نرخ بیکاری و ایجاد اشتغال پایدار، افزایش رشد اقتصادی، توجه به معیشت مردم و تلاش برای بهبود آن نخستین اقداماتی است که تیم اقتصادی دولت یازدهم باید برای آنها چاره بیندیشد. اما نکته قابل توجه اینجاست که تیم اقتصادی دولت یازدهم برای رفع مشکلاتی از این دست چه ویژگیهایی باید داشته باشد که در میان افراد اقتصادی دولت دهم وجود نداشته است. به نظر میرسد با این اوصاف، داشتن تحصیلات صرفا آکادمیک راهکار رفع چالشهای بزرگ اقتصادی کشور نیست و داشتن تجربه، تخصص و تفکر هم لازم است اما کافی نیست. کارشناسان حوزههای مختلف اقتصاد از مشکلاتی یاد میکنند که دولت یازدهم باید تلاش کند تا آنها را تکرار ننماید. برخی معتقدند هماهنگی میان مدیران هسته مرکزی اقتصاد کشور باید اولویت نخست تیم اقتصادی باشد.
**هماهنگ عمل کنید
تیم اقتصادی دولت یک هسته مرکزی مرکب از سازمان برنامه، وزارت اقتصاد و بانک مرکزی دارد. همچنین میتوان وزارتخانهها و سازمانهایی را که اهداف اقتصادیشان بر اهداف خدماتیشان پیشی میگیرد به عنوان بدنه اقتصادی دولت در نظر گرفت.
احمد حاتمی یزد، عضو کمیته بازنگری قوانین پولی کشور معتقد است آن هسته اقتصادی متشکل از سه سازمان، مغز متفکر اقتصاد کشور است و بیشترین اتکای آنها باید به نیروی کارشناس باشد. او میگوید: این تیم اقتصادی نباید بر اساس فرضیات غیرواقعی تصمیمگیری کند، بلکه باید پایه و اساس هر گونه تصمیمگیری آنها بر مبنای آمار و ارقام صحیح و براساس مدلهای برنامهریزیشده باشد.
او معتقد است برای این تیم سه نفره هیچ چیز مهمتر از هماهنگی نیست. حاتمییزد میگوید: در 30 سال گذشته همواره شاهد نوعی از ناهماهنگی میان این سه سازمان بزرگ اقتصادی بودهایم. شاید همین ناهماهنگیها دلیلی برای دولت نهم بود تا سازمان برنامه و بودجه را حذف کند. مدیرعامل سابق بانک صادرات با اشاره به اینکه تخصص یکی از مهمترین ویژگیهای کسانی است که به هسته مرکزی اقتصاد کشور راه پیدا میکنند، افزود: حتی ممکن است رئیس دولت به اقتصاددان درجه 2 برای سکانداری این ارگانها تن بدهد تا هماهنگی لازم وجود داشته باشد. چرا که هماهنگی در این میان از هر چیزی مهمتر است.
وی همچنین ادامه داد: وزارت اقتصاد، بانک مرکزی و سازمان برنامه و بودجه باید استقلال رای و اعتقاد به کار کارشناسی خودشان داشته باشند. زیرا سایر سازمانها همواره منتظرند تا دریافتی از سازمان برنامه و بودجه داشته باشند. به همین دلیل میتوان گفت برای برآورده شدن همه خواستهها حجم نقدینگی بینهایت است اما سازمان برنامه باید محدودیتها را با برنامهریزی به سازمانها تفهیم کند تا سرمایهگذاریهایشان منطقی باشد.حاتمییزد بیان علمی و قوی را نیز یکی از ویژگیهای مورد نیاز ارکان اقتصادی برشمرد و گفت: این تیم اقتصادی باید بررسی کند ظرفیت درآمدی کشور از گمرکات، مالیات و نفت چقدر است و چقدر میشود سرمایهگذاری کرد و با بیان علمیشان همکاران شان در دولت را متقاعد کنند. بنابراین در وهله اول لازم است تا خردورزی در کابینه دولت در صدر اولویتها باشد.
**درد اقتصاد را بشناسید
عزتالله یوسفیان ملا، عضو کمیسیون برنامه و بودجه معتقد است ابتدا باید درد شناخته شود، بعد به فکر درمان بود. او میگوید: در بخش اقتصادی مشکلاتی داریم که درد است. افزایش قیمت کالاها در قبال پول ملی، کاهش ارزش پول ملی در مقابل ارز و... مشکلاتی است که تا اطمینان در دل مردم ایجاد نشود، قابل حل نیستند.
نماینده مردم آمل میافزاید: نخستین چیزی که تیم اقتصادی دولت باید به آن توجه داشته باشد، تسلط بر اوضاع اقتصادی است. وقتی مردم میبینند با پسانداز پول 20 درصد بهره میبرند و در پایان سال ارزش پول ملی 30 درصد کاهش پیدا میکند، پول را وارد بازار میکنند تا کالا بخرند. تیم اقتصادی باید این دردها را بشناسد و هماهنگ و همسو و همفکر عمل کند.
یوسفیان ملا با اشاره به عدم هماهنگی میان بانک مرکزی و وزارت اقتصاد در ماههای گذشته میگوید: ما نیاز به یک تیم اقتصادی مجرب و همراه و همفکر دارای برنامه مدون داریم نه اینکه تا هر اتفاقی افتاد، موضع دفاعی بگیرند. تیم اقتصادی باید با مشکلات مقابله کند و تغییر و تحول ایجاد نماید.
**آمارهای شفاف ارائه دهید
آرمان خالقی، عضو هیات مدیره خانه صنعت و معدن ایران معتقد است چون سکان اقتصادی در دست یک نفر نیست، بنابراین کار تیمی از هر چیزی بیشتر اهمیت دارد و اعضای این تیم باید الفبای با هم کارکردن را بدانند و حداقل تخصص در حوزه خودشان را داشته باشند. این تیم باید تابع یک نظریه مشخصی باشد تا هر کسی به سمتی نرود.
وی میافزاید: اگر با این پیشفرض که در دو دولت نهم و دهم همه اعضای تیم اقتصادی همفکر بودند و مبانی یکی بود و تحصیلات مربوطه را داشتند، باید گفت شاید مبانی و روش رسیدن به هدف در میان آنها یکی نبود و همین مورد دلیل عدم موفقیت آنها بود. از طرف دیگر میتوان گفت شاید این تیم اصلا تیم نبود و بیشتر شبیه یک کار پادگانی بود که کسی حق پرسش درباره موضوعی را که باید انجام میداد نداشت. اما ما معتقدیم تیم باید پویا باشد.
خالقی شفاف نبودن آمارها را نیز یکی دیگر از چالشهای تیم اقتصادی دولت دانست و گفت: یکی از حرکات تیم اقتصادی دولت آینده باید شفافسازی آمارها باشد، بهطوری که همه ارقام به نفع دولت نباشند و در راستای واقعیت باشند. به هر حال میتوان گفت روش حل مسئله دوستان ما در دولت مناسب و درخور نبوده که درگیر مشکلات و مسائل فعلی اقتصادی شدیم.
**بخش خصوصی را باور کنید
تمام کسانی که در تیم اقتصادی دولت قرار میگیرند، به ویژه در شرایط کنونی، باید دانش و تجربه لازم را در حوزه مربوطه داشته باشند. این نظر احمد ترکنژاد، عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی است. او میگوید: مهمترین ویژگی این افراد شناخت آنها نسبت به آخرین وضعیت وزارتخانه و ارگان متبوعشان است. چون هماکنون وضعیت اقتصاد وضعیت بدی است و اگر افرادی که در پستهای اقتصادی قرار میگیرند، اطلاعات کافی نداشته باشند، با مشکل جدی مواجه خواهند شد.
این فعال اقتصادی معتقد است: وزرا باید شناخت و توان این را داشته باشند که چگونه با بخش خصوصی تعامل کنند. اگر این افراد در 10 سال گذشته شغل دولتی نداشته و در بخش خصوصی مشغول بودهاند، درک خوبی از شرایط اقتصادی دارند. تیم اقتصادی دولت باید بخش خصوصی را باور کند و کمک کند تا بسیاری از کارها به بخش خصوصی منتقل شود.
ترکنژاد با تاکید بر اینکه در سالهای گذشته به دلیل عدم اعتقاد ارکان اقتصادی دولت نهم و دهم به رابطه میان رشد نقدینگی و افزایش تورم، بخش خصوصی نابود شده، افزود: علم اقتصاد که دروغ نمیگوید! کسانی که این علم را میفهمند، اعلام میکنند که چه خطری در کمین اقتصاد کشور است اما دولت دهم نسخه واردات را برای اقتصاد پیچید که دستاوردی جز در فشار قرار دادن تولید ملی نداشت.وی یادآور شد: در سالهای گذشته به دلیل اینکه درک روشنی از تولید و صنعت وجود نداشت، بخش خصوصی آسیبهای جدی دید و بعد هم دولت مجبور شد نرخ دلار را افزایش دهد. امروز به جرات میتوان گفت وضع موجود در اقتصاد کشور، حاصل بیتدبیری کسانی است که در حوزههای اقتصادی کار کردند بدون آنکه نسبت به بخش خصوصی شناخت و باور داشته باشند.