شنبه ۱۶ فروردين ۱۴۰۴ - ساعت :
۲۶ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۶:۵۴

مبادا احد تکرار شود

می گویند، تاریخ معلم انسانهاست. گذشته چراغ راه آینده است و جملاتی از این دست تا تاکید شود که آیندگان با مطالعه تاریخ زندگانی گذشتگان، از حوادثی که بر آنها گذشته پند گیرند. این جملات کوتاه به ما می آموزد که از تجربیات گرانسنگ گذشتگان استفاده و اشتباهات آنها را تکرار نکنیم.
کد خبر : ۲۸۹۲۹

رحیم زیاد علی:می گویند، تاریخ معلم انسانهاست. گذشته چراغ راه آینده است و جملاتی از این دست تا تاکید شود که آیندگان با مطالعه تاریخ زندگانی گذشتگان، از حوادثی که بر آنها گذشته پند گیرند. این جملات کوتاه به ما می آموزد که از تجربیات گرانسنگ گذشتگان استفاده و اشتباهات آنها را تکرار نکنیم.
حادثه احد از جمله تجربیات درس آموزی است که در آن گرچه مسلمانان در رویارویی با کفار پیروز شدند، اما خالد بن ولید و سربازانش در هنگامی که مسلمانان در حال جمع‌آوری غنایم بودند، به آن‌ها حمله آوردند و شکست سختی را به سپاهیان اسلام وارد کردند.کفار در این جنگ پس از آنکه خود را بازسازی و بر مسلمانان شوریدند، ابتدا جنگ روانی به راه انداختند که پیامبر کشته شده است، سپس بسیاری از یاران پیامبر از جمله حمزه عموی پیامبر به شهادت رسید و سپاهیان حضرت محمد (ص) در جنگی که با پیروزی آغاز کرده بودند؛ ضمن تحمل شکستی سنگین مجبور به عقب نشینی شدند.
مورخان در روایت این حادثه تاریخی متفق القول نوشته اند، پس از آنکه سپاهیان اسلام بر دشمن پیروز شدند، پیامبر برای جلوگیری از غافلگیر شدن سپاه خود، افرادی را برای حراست و حفاظت از نیروهای خود که در حال جمع آوری غنائم جنگی بودند، در دهانه کوه احد گمارد، لکن این گروه برخلاف تدبیر پیامبر به تصور اینکه جنگ پایان یافته و خطری سپاهیان را تهدید نمی کند، مواضع خود را ترک کردند.البته انگیزه جمع آوری غنائم و عقب نیفتادن آنها از سایر سپاهیان مزید برعلت شد و اتفاقی افتاد که مختصری از آن در سطور پیشین اشاره شد.
می گویند در مثل مناقشه نیست ، از این رو با کمی اغماض می توان حوادث سالهای اخیر خصوصاً بعد از انتخابات سال ۸۸ را به حوادث جنگ احد تشبیه کرد. در حوادث پس از فتنه سال ۸۸ چنانکه بعدها شواهد آن اشکار شد و متهمان این فتنه در دادگاههای علنی بدان اعتراف کردند ، در این حوادث تمام دشمنان از جمله: امریکا ، اسرائیل ، سلطنت طلبان ، لاییک ها ، منافقین ، بهاییان و حتی همجنس بازان به روشهای مختلف در مقابل نیروهای انقلاب صف آرایی کردند. شاید هم بتوان این رویارویی را به جنگ احزاب تشبیه کرد، لکن از آنجا که وعده خداوند است که حق بر باطل پیروز خواهدشد، در این مقابله نابرابر بازهم این جبهه اسلام بود که پیروز شد. البته این پیروزی به آسانی حاصل نشد و نظام اسلامی برای عبور از این گردنه صعب و سنگین متحمل خسارات فراوانی شد که اگر تدابیر داهیانه رهبر معظم انقلاب نبود، چه بسا حوادث به گونه دیگری رقم می خورد. انچه که در این نوشتار مورد تاکید است اینکه نگارنده بنا ندارد، نیروهای انقلاب را در دسته بندیهای خاص سیاسی قرار داده و این پیروزی را به نام یک جریان خاص قلمداد کند(گرچه سهم جریانی در این پیروزیها پررنگتر از سایر جریانات انقلاب بود) چنانکه برخی از فریب خوردگان اردوگاه اصلاحات پس از آنکه دریافتند بازی خورده اند و ماهیت فتنه گران برایشان آشکار شد، به سرعت صف خود را از صف آنها جدا کردند و آنها عملاً با از دست دادن پایگاه مردمی به اغما رفتند و برخی نیز به دامان اربابان خود در غرب خزیدند.
ظهور و بروز جریان انحرافی که به عقیده بسیاری از صاحبنظران سیاسی روی دیگر سکه فتنه ۸۸ و بلکه عمیق تر از آن است، از حوادث دیگری است که در طول یکسال گذشته توان فکری و فرهنگی بسیاری از نیروهای نظام را گرفت و در سالی که از سوی مقام معظم رهبری به سال جهاد اقتصادی و شتاب در سازندگی کشور نامگذاری شده، با طرح برخی مسائل انحرافی عملاً با انحراف اذهان عمومی و تحمیل هزینه های مختلف ، این شعار محوری را به چالش کشیدند تا علاوه بر اینکه کشور را درگیر مسائل فرساینده کنند، با طرح برخی مواضع انحرافی و دم دستی ، اهداف سیاسی و اقتصادی خود را دنبال کنند.اما با دستگیری عوامل اجرایی این جریان معارض ، بسیاری از اهداف و برنامه های آنها نقش برآب شد. اما از آنجاییکه این جریان متاسفانهدر بخشی از لایه های اجرایی دولت نفوذ کرده است، لذا نمی توان خطر آن را پایان یافته تلقی کردو چنانچه در مواجهه با این جریان تدبیر نشود، چه بسا آنها سیطره حضور خود در نهادهای حاکمیتی از جمله مجلس شورای اسلامی را گسترش دهند. می توان ادعا کرد که جریان انحرافی طی یکسال گذشته بزرگترین خدمت را به جریان فتنه کرد؛ چرا که آنها با طرح مواضع تنش زای خود عملاً این فرصت را برای فتنه گران فراهم ساختند که آنها به بازسازی نیروهای خود بپردازندو حتی فراتر از آن برای حضور در انتخابات آینده برای نظام شرط بگذارند! گویی این دو جریان در توافقی نانوشته به جنگ با ارکان نظام آمده اند. در این اردگاه می توان به آسانی کسانی چون ابوسفیانها ، خالد ابن ولیدها، هند جگرخوار ها و افرادی از این دست که در فتنه سال ۸۸ و حوادث پس از آن ضربه خورده اند، مشاهده کرد.
اما سوی دیگر این ماجرا نیروهای انقلابند، که از احزاب و گروههای مختلف و طیف های متنوعی تشکیل شده اند. اینان خود را پیروز رویارویی با حوادث دو سال گذشته می دانند و اکنون در آستانه انتخابات بدون توجه به کمین دشمنان زخم خورده به سهم خواهی رو آورده اند. گرچه حضور جامعتین با محوریت بزرگان و معتمدانی چون آیت الله مهدوی کنی و یزدی توانسته است، تا حدود زیادی ائتلاف حدااکثری در اردوگاه نیروهای انقلاب تحت عنوان اصولگرایان را ایجاد کند، اما برخی تحرکات این نگرانی را ایجاد کرده است که این تلاشها به نتیجه مطلوب نرسد. تنوع و تکثر در جریان اصولگرایی اصلی پذیرفته شده و اتفاقاً نشانه پویایی این جریان است، اما این تکثرها زمانی معنا و مفهوم پیدا می کند که در مواجهه با جریان رقیب به وحدت حداکثری منجر شده و وحدت در عین کثرت ظهور و بروز عینی پیدا کند.
انتخابات پیش رو فرصت مناسبی است تا همگرایی در جریان اصولگرایی به بهترین شکل ممکن نشان داده شود. از این رو هرگونه سهم خواهی مهلک ترین سم برای این همگرایی بوده و نتیجه ای جز واگرایی نیروهای انقلاب و مسلط شدن نامحرمان به انقلاب نخواهد داشت. حوادث آینده محک مناسبی برای اثبات وفاداری انقلابیون و حامیان ولایت فقیه است. پس برای جمع آوری غنائم مادی و دم دستی هدف را گم نکنیم و نگذاریم احد دیگری تکرار شود.