همزمان با آغاز مذاکرات صلح آمریکا با طالبان، در قوس/آذر سال 1397 «محمد عمر داودزی» از سوی «اشرف غنی» رییسجمهور افغانستان بهعنوان رییسدارالانشای شورای عالی صلح این کشور و نماینده ویژه رییسجمهور در امور منطقهای انتخاب شد.
به گزارش فارس محمد عمر داوودزی در سال 1336 شمسی در شهرستان «قره باغ» ولایت کابل بهدنیا آمد. این سیاستمدار افغانستانی، وزیر اسبق کشور افغانستان در دوره دوم ریاست جمهوری حامد کرزی بوده است. وی سابقه فعالیت به عنوان سفیر افغانستان در کشورهای ایران و پاکستان را نیز در کارنامه دارد.
داودزی توانست به دانشکده مهندسی دانشگاه کابل راه یابد و در سال ۱۳۵۸ شمسی با ورود نیروهای شوروی به صفوف مجاهدین پیوست.
پس شروع جنگهای داخلی در افغانستان وی به انگلستان مهاجرت کرد و توانست در سال ۱۳۷۰ از دانشگاه ویکتوریا در شهر منچستر مدرک فوق لیسانس خود را در رشته مدیریت برنامههای توسعه روستایی کسب کنند.
داودزی که تاکنون به پاکستان، چین و ایران برای اجماع منطقهای صلح سفر کرده، در گفتوگو با خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، میگوید که بهدلیل رابطه طولانی مدت اسلامآباد با طالبان، پاکستان مقصد اول سفرهای منطقهای وی بوده است.
وی میافزاید که افغانستان و ایران در حال انجام مقدمات برای امضای پیمان امنیتی جدیدی هستند و بر پایه این پیمان روابط دو کشور بسیار مستحکمتر از قبل خواهد شد.
نماینده ویژه اشرف غنی عقیده دارد که اظهار نظر «حمدلله محب» مشاور امنیت ملی علیه «زلمای خلیلزاد» در دفاع از اعتبار دولت افغانستان بوده و وظیفه اصلی وی دفاع از حقوق و تمامیت ارضی افغانستان است.
داودزی ایران را یکی از کشورهای مهم و تاثیرگذار در منطقه میداند و بر موضع مثبت دولت افغانستان درباره مذاکرات طالبان و ایران در تهران تاکید میکند.
رییس دارالانشای شورای صلح افغانستان بر این باور است که انعقاد پیمانهای امنیتی میان افغانستان و کشورهای همسایه یکی از ضروریات صلح بهشمار میآید و از امضای معاهده امنیتی میان ایران و افغانستان ابراز رضایت میکند.
بههمین بهانه با این سیاستمدار افغانستانی بهگفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید.
فارس: با توجه به اینکه شورای عالی صلح یک نهاد مردمی به حساب میآید، و از طرفی خلیلزاد نماینده آمریکا در حال مذاکر با طالبان است، ارزیابی شما از مذاکرات خلیلزاد چیست؟ آیا هماهنگیها میان مذاکرات آمریکا با دولت افغانستان وجود دارد؟
شورای عالی صلح افغانستان در سال 2010 ایجاد شد و صلاحیت شورای عالی صلح از لویی جرگه گرفته شده است و این شورا به نمایندگی از ملت افغانستان فعالیت میکند.
در این شرایط که سیاست آمریکا در قبال افغانستان تغییر کرده و به پایان جنگ در افغانستان و یا پایان نقش این کشور در جنگ افغانستان تمایل پیدا کرده، آمریکا این را میداند که بدون یک هماهنگی در منطقه قادر نخواهند بود جنگ را در افغانستان خاتمه دهند.
زلمای خلیلزاد نماینده آمریکا نیز فعالیتی موازی با شورای عالی صلح افغانستان آغاز کرده است، زیرا آمریکا با کشورهای منطقه سطح روابط یکسانی نداشته، با برخی از کشورها روابط دوستانه دارد و با برخی دیگر ندارد.
اما خوشبختانه افغانستان با تمامی کشورها روابط دوستانه و نیک دارد و این موضوع میتواند به موضوع صلح در افغانستان کمک بیشتری کند و تاثیرگذارتر است.
اما خواسته افغانستان این است که دولت افغانستان در خط مقدم این مذاکرات باشد و صلح به رهبری افغانستان باشد. با در نظر داشتن این امر خلیلزاد فعالیتهای خود را با شورای عالی صلح و دولت افغانستان در میان میگذارد و هربار پس از ورود به منطقه و قبل از مذاکره با طالبان گزارشهایی را به دولت افغانستان میدهد.
اما این دور آخر یعنی دور پنجم پس از مذاکره با طالبان به افغانستان نیامد و مستقیم به واشنگتن رفت و بر سر همین موضوع ملاحظاتی برای ما (دولت مرکزی) بوجود آمد اما در عین حال وی با شورای عالی صلح رابطه جداگانهای دارد و این شورا را از طریق سفارت آمریکا در جریان مذاکرات میگذارند.
اما اینکه چه میزان از این مذاکرات را با دولت مرکزی افغانستان در میان میگذارند مشخص نیست، اما همه خواسته ما این است که کلیه اقدامات آمریکاییها باید در هماهنگی کامل با دولت افغانستان باشد.
فارس: به مذاکره آخر آقای خلیلزاد با طالبان اشاره کردید و اینکه پس از سفر وی به واشنگتن اختلافاتی میان نماینده آمریکا و آقای محب به وجود آمد، و اهانتهایی که خلیلزاد به مقام بلند پایه افغانستان کرد و آقای محب از اعتبار و آبروی دولت افغانستان دفاع کرده بود. آیا مواضع خلیلزاد با صلح همه جانبه در افغانستان در تضاد نیست؟
این موضوع از 3 زاویه قابل بحث است. اول اینکه آمریکا و افغانستان بواسطه پیمان استراتژیک متحد و همکار هستند و از این منظر همکاریهای مشترکی دارند.
اما از منظر صلح مشکلات و تفاوت نظرهایی وجود داشته میان دو کشور و آقای محب به عنوان مشاور امنیت ملی افغانستان در دولت افغانستان بلندترین مقام مدافع و حامی منافع ملی افغانستان است و وی حس کرد که در تامین منافع ملی خللی وارد شده بنابراین نسبت به این رویه موضعگیری کرد و حرفهایی وجود داشت که شاید جزئیات مذاکرات آمریکا با طالبان در اختیار دولت افغانستان قرار نگرفته است.
حرف آقای محب این بود که ایالات متحده آمریکا باید در مورد منافع خود و افغانستان در مذاکرات صلح شفافسازی کند.
فارس: به پیمان امنیتی واشنگتن-کابل اشاره کردید. بسیاری از کارشناسان و نمایندگان پارلمان افغانستان در مورد این پیمان انتقاداتی داشتند و آن را به نوعی نقض حاکمیت و استقلال افغانستان و حتی تهدید ایران میدانند، آیا شما نیز چنین نظری دارید؟
افغانستان حداقل با 10 کشور جهان پیمان استراتژیک امضا کرده است. پس از آنکه آمریکا به رهبری ناتو در سال 2001 به افغانستان وارد شد، و پس از آن نهادهای ملی و نظامی ساخته شد، اما برای دوام این نهادها نیاز بود که پیمانی منعقد شود و در سال 2014 حرف این به میان آمد که رهبری نیروهای امنیتی افغانستان به این کشور سپرده شود.
اما پس از آنکه رهبری به افغانستان سپرده میشود، برای تداوم همکاریهای بین المللی و نیروهای امنیتی باید یک چارچوبی وجود داشته باشد. این جا بود که حرف از پیمان امنیتی استراتژیک به میان آمد.
ما امروزه با 11 کشور دنیا از جمله هند پیمان امنیتی بستیم و همانند بسیاری از کشورها که پیمان امنیتی امضا کردیم با جمهوری اسلامی ایران نیز در مذاکره هستیم و از زمان حامد کرزی در مذاکره بودیم و به نتیجهای نرسیدیم و ان شالله در آیندهای نزدیک یک معاهده امنیتی میان ایران و افغانستان به امضا خواهد رسید.
به عقیده من این چارچوبهای همکاری به استقلال و آزادی افغانستان ربطی ندارد و مثلا اگر با ایران این پیمان را امضا کنیم بدان معنا نیست که آزادی ایران یا افغانستان نفی میشود، و این همکاریهای دوجانبه برابر است.
معاهده امنیتی میان یک کشور و یک سازمان بسته میشود یعنی با آمریکا و سازمان ناتو بسته شد که طی آن برای افغانستان نوعی حیثیت استراتژیک خارج از ناتو قائل میشود.
حامد کرزی در مورد این پیمان به دلیل آنکه رای ملت را با خود داشته باشد محتاطانه عمل کرد، در نوامبر 2013 لویی جرگه رای به امضای این پیمان داد اما در نهایت کرزی این معاهده را امضا نکرد و استدلالش این بود که به عهده رییس جمهور بعدی گذاشته شود چراکه اجرا کننده این معاهده دولت بعدی افغانستان بود. اشرف غنی پس از روی کار آمدن این پیمان را امضا کرد.
در این میان 2 موضوع قابل تامل است. اول عمر معاهده امنیتی که تا 2024 عمر دارد و در 2024 این معاهده پایان مییابد و دوباره باید لویی جرگه در این خصوص تشکیل جلسه دهد و آنها تصمیم بگیرند که دوباره تمدید کنند یا نکنند. اما به عقیده من این پیمان استقلال و حاکمیت افغانستان را بهمخاطره نمیاندازد.
فارس: با توجه به اینکه بخشی از مفاد این تعهدنامه تامین امنیت افغانستان بوده است، اما با گذشت 18 سال شواهد نشان میدهد که این مهم حاصل نشده است. آیا آمریکا توانسته به این مورد عمل کند؟
خب دلیل آنکه آمریکا نتوانسته امنیت را به افغانستان بیارود آن است که لازمه تشکیل یک کمیسیون مشترک برای اجرا و نظارت نادیده گرفته شده است و در این مورد هم آمریکا و هم دولت افغانستان مقصر هستند.
علیرغم آنکه بیش از 5 میلیارد دلار آمریکا و ناتو در افغانستان برای آموزش نیروهای امنیتی افغانستان هزینه کرده است، اما تاکنون نتیجه مورد نظر حاصل نشده و من نظرم این است که هیچ نتیجه مثبتی نداشته است.
فارس: به عنوان رییس شورای عالی صلح افغانستان، ارزیابی شما از سفر به کشورهای منطقه چیست؟
موضوع افغانستان را نمیتوان از منطقه جدا بررسی کرد و راهحلی جدا از منطقه برای آن پیدا کرد؛ چراکه موضوع افغانستان با منطقه گره خورده است.
اگر بخواهیم این گره را باز کنیم باید بسیاری از مسائل منطقه را در نظر بگیریم تا منطقه نیز حس کند که در هر قدم در روند صلح افغانستان دخیل است.
دلیل آغاز سفرهای منطقهای من از پاکستان این بود که بیشترین و طولانیترین رابطه با طالبان در منطقه تاکنون با پاکستان بوده و پاکستان به همراه 2 کشور عربی از جمله کشورهایی بودند که امارت اسلامی را به رسمیت شناختند و بعد از مداخله آمریکا در افغانستان، پاکستان ارتباط خود را با طالبان حفظ کرد و در نقاط مختلف این کشور پناهنگاههایی را برای خود دست و پا کرد.
حالا که حرف از صلح است باید از پاکستان آغاز کنیم. شاید نتوانیم هرگز در منطقه اجماع منطقهای ایجاد کنیم اما میتوانیم هماهنگی ایجاد کنیم و هدف ما همین است.
بعد از پاکستان تصمیم ما آمدن به جمهوری اسلامی ایران بود اما به دلیل آنکه چین در آستانه سال نو میلادی قرار داشت، سفر به این کشور به جلو افتاد و چین از ما خواست تا به این کشور سفر کنیم. پس آن به ایران آمدیم و بعد نیز به هند و روسیه و ترکمنستان و تاجیکستان و کشورهای عربی خواهیم رفت.
هدف ما ایجاد هماهنگی در بین ابتکارات مختلف است که همگی آنها با هدف برقراری صلح و پایان جنگ در افغانستان است.
این کشورها تلاش میکنند تا با روی دست گرفتن ابتکاراتی در این روند سهمی داشته باشند، اما بین خود هماهنگی ندارند و در منطقهای که ما قرار داریم این موضوعی طبیعی است و افغانستان این مسئولیت را دارد که این هماهنگیها را ایجاد کند.
فارس: از نظر شما عمده بازیگران مخل در صلح افغانستان کدامند؟
بیشتر خود طالبان هستند. در همسایه شرقی افغانستان برخی از بازیگران دولتی و غیردولتی از بازیگران مخل در صلح افغانستان هستند. این بازیگران طالبان را تحریک میکنند تا دوباره به 18 سال پیش بازگردند و بهآنها میگویند اگر یکسال دیگر طول بگذرد چون آمریکا در حال خروج از افغانستان است، تمام قدرت به شما خواهد رسید.
به نظرم برخی از حلقههای بازیگران دولتی و غیردولتی در پاکستان به طالبان مشورتهایی را میدهند. این نکته نیز مهم است که تعداد رهبران بلند پایه طالبان که پاکستان گریز شدهاند رو به افزایش است و شاید در حدود 30 تا 40 درصد طالبان تلاش میکنند تا پاکستان گریز شوند و روابط خود را با منطقه عادی سازند اما بیش از 50 درصد نیز با پاکستان رابطه خوبی دارند و خانواده و شغلشان در این کشور است.
فارس: آیا در پازل آینده افغانستان، طالبان بازیگر صلح است؟
فرهنگ و تفکر صلحخواهی میان طالبان رو به افزایش است. حضور ملابرادر بهعنوان رییس تیم مذاکرهکننده طالبان در مذاکرات صلح برای آینده صلح یک اتفاق خوشایند است و این نشان میدهد که تحریک طالبان نیز تمایلشان به صلح رو به افزایش است.
ممکن است که ملابرادر به دلیل آنکه خواستار صلح بوده و قصد شرکت در مذاکرات را داشته است، چندین سال را در زندان پاکستان بهسر برده است.
فارس: چرا دولت افغانستان از قدرت نفوذ بازیگران منطقهای بهخصوص ایران در روند صلح واقعی استفاده حداکثری نمیبرد؟
در گذشته شاید کمتر استفاده میشده است اما اکنون باید گفت که اراده برای استفاده حداکثری از ظرفیت کشورهایی مانند ایران در راستای تحقق صلح در افغانستان بسیار زیاد است. ما از جمهوری اسلامی ایران برای میزبانی از هیات طالبان در تهران سپاسگذاریم. قبل از حضور طالبان در تهران آقای شمخانی در سفر خود به کابل دولت افغانستان را مطلع ساختند و در این رابطه مشورتهایی را خواستند و مطمئن هستیم تمام پیامهای کابل از طریق ایران به طالبان رسانده شد.
پس از سفر طالبان به تهران، عراقچی معاون وزیر خارجه ایران در راس هیاتی به کابل آمد و تمام گزارشات این دیدار را بهاطلاع دولت افغانستان رساند. این آغاز این روند بود و امیدواری ما این است که ادامه پیدا کند و سفر من نیز در راستای همین موضوع است که از این دست اقدامات بیشتر شود و هرچه بیشتر بتوانیم از فرصتهایی که در جمهوری اسلامی ایران پیدا شده است، استفاده حداکثری را ببریم.
من از طرف شورای عالی صلح و دولت افغانستان اعلام میکنم که رابطه خوب جمهوری اسلامی ایران با طالبان را بهدیده مثبت مینگریم چراکه اگر این رابطه بد بود، مصالحه برای افغانستان بسیار سخت میبود و این رابطه خوب برای ما فرصت است. چراکه جمهوری اسلامی ایران میتواند پیامرسان و یا واسطه میان دولت افغانستان و طالبان باشد.
فارس: شایعاتی مطرح است که دولت افغانستان از مذاکرات ایران و طالبان دل خوشی ندارد و میگویند ارتباطش با طالبان در هماهنگی با دولت افغانستان نبوده است. علت طرح این شایعات چیست و چه گروههایی به این شایعات دامن میزنند؟
من در هر دو جلسه آقایان شمخانی و عراقچی با رییسجمهوری افغانستان حضور داشتم و چنین چیزی را احساس نکردم و مطرح نبود. اتفاقا دولت افغانستان همواره نسبت به مذاکرات طالبان و تهران موضع مثبتی داشته و دارد و حتی در اهداف مشترک هستند.
اما دنیای مجازی یک دنیای افسار گسیخته است و هیچ نظارتی هم بر آن نیست و نمیتوان اظهارات شخصی یک فرد را به دولت تعمیم داد و گفته «شاه حسین مرتضوی» و چند تن از مقامات دولت افغانستان، سیاست و نظر دولت افغانستان نیست.
فارس: فکر میکنید نفوذ داعش در غرب افغانستان بهچه صورت است و آیا ممکن است تهدید یا خطری برای ایران باشد؟
هنوز از داعشی که در افغانستان وجود دارد تعریف مشخصی در دست نیست اما ما از طالبان اطلاعات دقیقی داریم. داعشی که در جلالآباد و کابل فعالیت میکنند با یکدیگر متفاوت هستند. یک گروه داعش هم که رهبر آن حافظ سعید رضی بود که در آن سوی مرز دیورند زندگی میکرد در افغانستان فعالیت میکرد. داعشی که در کنر وجود دارد کمی با داعشی که در ننگرهار است متفاوت است. چراکه برخی شهروندان در کنر سلفی هستند و داعش نیز به عقیده سلفی بستگی دارد.
داعش بدخشان و قندوز کاملا تعریف متفاوتی دارند و در هماهنگی با طالبان در مقابله با دولت میجنگند. داعش شمال غرب نیز با داعش در عراق و سوریه رابطه داشتهاند و اخباری مبنی بر حضور داعش در بخشهایی از فراه و هرات وجود دارد اما تایید نشده است و گزارشها حضور قابل ملاحظه داعش را در غرب افغانستان نشان نمیدهد.
داعش بههمان میزان برای افغانستان ناخوشایند است که طالبان بوده و است و برای مبارزه با داعش به همکاریهای منطقهای بیشتر نیاز است. چراکه برعکس طالبان داعش یک پدیده منطقهای است و باید یک راهحل منطقهای برای مبارزه با آن پیدا کرد و با داعش نباید مصالحه کرد. و نگذاریم آیندهای شبیه سوریه و عراق دامنگیر افغانستان شود.
فارس: مذاکرات طالبان و آمریکا به دور ششم خود رسیده است. برخی از کارشناسان اظهار میکنند که آمریکا بهدلیل منافع خود این مذاکرات را طولانی کرده است. منافع آمریکا در طولانی شدن مذاکرات با طالبان چیست؟
گزارشهایی که درباره مذاکرات خلیلزاد و طالبان به ما رسیده نشان میدهد کمی پیشرفت وجود داشته است. اما با طولانی شدن مذاکرات، شایعات و برخی گمانهزنیها نیز قوت میگیرد و ممکن است برای جلوگیری از اینکار مکان و رویه مذاکره بعدی را تغییر دهند.
دوم آنکه باید قبل از آغاز مذاکره بعدی اعتماد مردم و دولت افغانستان را بیشتر حاصل کنند. برداشت من نیز مانند برداشت شماست که این 5 دور گفتوگو بسیار زود صورت گرفت و هر مقدار که روند صلح به تعویق بیفتد به ضرر مردم است.
در همین راستا دولت افغانستان به آمریکا اعلام کرد که در مذاکرات هماهنگتر عمل کنند و طولانی نشود و باید هرچه سریعتر مذاکره دولت و طالبان آغاز شود چراکه تفاهم ابتدایی همین بوده است و باید گفت که درباره مسائلی مانند آزادی طالبان، خروج طالبان از لیست سیاه و غیره آمریکا بهتنهایی به هیچ نتیجهای نخواهد رسید و اینها اصولی هستند که افغانستان فقط باید پیشنهاد کند چراکه این جنگ میان دولت افغانستان و طالبان است نه میان طالبان و آمریکا.
فارس: بهگفته برخی کارشناسان، دلیل آنکه طالبان با دولت افغانستان مذاکره نمیکند آن است که عملا دولتی وجود ندارد و دوره آن تمام شده و آقای غنی بهیکی از کاندیداهای ریاست جمهوری تبدیل میشود. طالبان فعلی چقدر با طالبان دوره "امارت اسلامی" فاصله دارد و در نظام سیاسی و قانون افغانستان چه نقشی دارند؟
دولت افغانستان نمیخواهد پروسه سیاسی و پروسه صلح با یکدیگر دخالتی داشته باشد و باید بهصورت مجزا از هم پیش روند. در ماه جولای انتخابات برگزار میشود و این حرف طالبان که دولت بهپایان میرسد درست نیست چراکه هرکس بهعنوان رییسجمهور افغانستان انتخاب شود، این نظام و دولت افغانستان است که درباره آینده این کشور تصمیم میگیرد نه شخص.
مشکل طالبان این است که می خواهند این دو روند را به یکدیگر ربط دهند و به اتمام دوره مسئولیت شخص خاصی (رئیس جمهوری فعلی) اشاره میکنند اما اینطور نیست. افغانستان به یک دولت مشروع نیاز دارد و ضروری است.
طالبان 2 هویت دارند یکی سیاسی و دیگری شبهنظامی و دولت افغانستان درصدد است تا هویت شبهنظامی این گروه کمرنگ شود و بهعنوان یک حزب سیاسی عرض اندام کنند و آن زمان است که میتوانند در میادین سیاسی شرکت کرده و سهم بگیرند و مردم افغانستان نیز خواستار دولتی مشروع و غیرنظامی هستند چراکه کنار گذاشتن خشونت بخشی از مصالحه است.
آرزوی شما در سال جدید برای مردم افغانستان چیست؟
امیدوارم سال 1398 سال صلح برای افغانستان باشد و تلاش شورای عالی صلح نیز در راستای تحقق این مهم است. مردم ایران در همه مراحل پشتیبان ملت افغانستان بوده و هستند و مصداق کامل این شعر هستند که میگوید: «چو عضوی بهدرد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار». اگر افغانستان آرام نباشد ایران و پاکستان و سایر کشورهای منطقه نیز آرام نمیمانند و همه باید تلاش کنیم پیامهای صلح را منتشر کنیم و پیامهای جنگ را کمرنگ کنیم.
فارس: و حرف آخر؟
از شما ممنون هستم که این فرصت را به من دادید و به خبرگزاری فارس آمدم.خبرگزاری فارس بدون شک یکی از بهترین رسانههای منطقه بوده و رسالت خود را بهخوبی انجام میدهد. امروز از حضور در کنار همکاران خبرگزاری فارس بسیار لذت بردم.