شنبه ۱۶ فروردين ۱۴۰۴ - ساعت :
۲۶ آذر ۱۳۹۰ - ۱۴:۵۰
تفکر با چاشنی خنده

مردی که دوست داشت بوقلمون باشد

بد نیست از جوجه بوقلمون هایی که دارند تمرین چند رنگ بودن می کنند حذر کنیم که مبادا کمال همنشین در ما اثر کند!
کد خبر : ۴۷۳۹۲

به گزارش سرویس وبلاگ صراط محمد رضا شهبازی در وبلاگ تفکر با چاشنی خنده نوشت: 
فعلا نوشتنم نمی آید. برای خالی نبودن عریضه بد ندیدم زندگینامه یکی از دشمنان اباعبدالله علیه السلام در روز عاشورا را بگذارم. خواندن سرنوشت این مثلا آدم، تن را می لرزاند. فکر نمیکنم قهارترین بوقلمون ها هم بتوانند تا این حد ملون الفکر باشند و رنگ عوض کنند.
 
 آدم وقتی اینها را می خواند اول از همه باید به خدا پناه ببرد که نکند روزی خود او هم برای دنیا اینطور رنگ عوض کند. بعد هم بد نیست از جوجه بوقلمون هایی که دارند تمرین چند رنگ بودن میکنند حذر کنیم که مبادا کمال همنشین در ما اثر کند!

مرور زندگی شبث بن ربعی حیرت افزا و تعجب برانگیز خواهد بود. او یک سال قبل از بعثت در قبیله بنی تمیم متولد شد ، بنابر برخی منابع در اواخر عمر پیامبر صلی الله وعلیه وآله مسلمان شد. سال یازدهم هجری که سجاح ادعاى نبوت كرد شبث بن ربعی به او پیوست وموذّن او شد اما پس از رخ دادن جنگهای ردّه و شکست پیامبران دروغین اسلام آورد و پیرو مکتب خلفا شد.
 
شبث بر ضد عثمان شورید ولی بعدا توبه کرد و بعد از قتل عثمان نامه ای به معاویه نوشت و او را متهم به کوتاهی در حمایت از عثمان نمود و نوشت که: تو دوست داشتی تا عثمان کشته شود و آن را بهانه قرار دهی. و وقتی معاویه درخواست داشت تا عمار یاسر را به عنوان قاتل عثمان در اختیار او قرار دهد، شبث به عنوان نماینده امام با او محاجه و اعتراض کرد.
 
سال 36 هجری قمری از یاران علی بن ابیطالب در بین فرماندهان علی علیه السلام در کنار «مالک اشتر» و «حجربن عدی» بود و قبل از جنگ صفین از طرف علی علیه السلام همراه «عدی بن حاتم» نزد معاویه رفت و با او سخنانی گفت و او را دعوت به اطاعت از امیرالمومنین علیه السلام کرد. در جنگ صفین، در رکاب علی علیه السلام و فرماندهی جناح چپ سپاه علی ابن ابیطالب را داشت ولی در جنگ با خوارج در مسیر حرکت حضرت به طرف «نهروان» او و اشعث بن قیس و عمروبن حریث از اطاعت حضرت بیرون رفته و دیگران را باز داشتند و به خوارج پیوستند. آنها بطور مسخره، یک سوسمار را دست به دست داده و می گفتند با علی علیه السلام بیعت کردیم.(نعوذ بالله) علی از اینکار زشت و از آینده آنها خبر داد و گفت به خدا قسم شما دو نفر (اشاره به عمرو بن حریث) با فرزندم حسین خواهید جنگید.
 
سپس درآستانه جنگ نهروان که جان خود را در خطرمی دید توبه کرد و ازآنها جدا شد. در زمان قدرت معاویه جزء اشراف اموی درکوفه بود وعلیه حجر بن عدی شهادت دروغ داد.
 
او از جمله کسانی بود که به امام حسین(ع) نامه نوشت و او را به کوفه دعوت کرد اما با ورود ابن زیاد به کوفه ابتدا خود را به بیماری زد اما در روز پنجم عبیدالله بن زیاد دستور داد که به شبث بن ربعی بگویید به کاخ بیاید. او جنگجو و تیرانداز ماهری است و باید به لشکر عمر سعد بپیوندد. شبث بن ربعی گفت: ای امیر! من بیمارم و نمی توانم در جنگ شرکت کنم. عبیدالله گفت بیماری را بهانه نکن و با حسین بجنگ. پاداش خوبی به تو داده خواهد شد. شبث گفت: چاره ای نیست. از پاداش امیر عبیدالله نمی توانم چشم بپوشم!
روز عاشورا نیز امام حسین علیه السلام در اولین سخنرانی مفصل خود که خطاب به کوفیان داشت از او نام برد و فرمود: یا شبث بن ربعی و یا .... مگر شما به من ننوشتید که ... الی آخر .
 
شبث در این واقعه فرمانده نیروهای پیاده لشگر دشمن (عمر سعد) در کربلا بود و در قتل پنجمین معصوم عالم حضرت امام حسین(ع) شرکت داشت.
 
طبق برخی اقوال او طراح اسب راندن بر پیکر مطهر سیدالشهدا(ع) بود و خود نیز در این جنایت شرکت داشت. بعد از واقعه عاشورا به شکرانه کشته شدن امام، مسجدی را در شهر کوفه تجدید بنا کرد.
 
پس از مرگ یزید و قدرت یافتن ابن زبیر در حجاز وعراق از طرفداران آل زبیر شد و امیر شرطه كوفه شد و با آغاز قیام مختار، با والی ابن زبیر در کوفه علیه مختار وارد جنگ می شوند و شکست می خورند. شبث به بصره فرار می کند و مصعب بن زبیر را علیه مختار تحریک به جنگ می کند ومصعب با لشکری بزرگ به جنگ مختارمی آید که منجر به كشته شدن مختار و یارانش می شود. (گویا درهنگام غلبه و پیروزی مختار مدتی هم خود را متمایل به او نشان می دهد). شبث در حدود سال هفتاد در كوفه مرد.(اللهم العنه)

برچسب ها: بوقلمون شبث