
به گزارش صراط، شايد اغراق نباشد که بگوييم هر روز سال جاري براي سينماي کشور جز توهين پشت
توهين چيز ديگري نبوده است. از فيلمهاي مبتذل و غيراخلاقي گشت ارشاد و
زندگي خصوصي گرفته تا ساخت فيلم موهن يک خانواده محترم که همه اهالي سينما
اذعان دارند کهاين فيلم جز زيرپا گذاشتن ارزشهاي مقدس انقلاب اسلامي هدف
ديگري نداشته است. متاسفانه اين فيلمها اکثرا با پول بيت المال و هزينه
مردم آن هم عليه آرمانها و ارزشهاي آنان ساخته ميشود و متاسفانه هنوز
مسئولي در وزارت ارشاد و سازمان سينمايي وسیما فیلم پاسخگوي ساخت چنين
فيلمهايي نيست.
- حال پس از آنکه در سينما، خانواده شهدا با فيلم «بوسيدن روي ماه» به نوعي پشيمان از گذشته خود نشان داده ميشوند، تئاتر هم با گرفتن همين سرنخ به سراغ خانواده محترم شهدا ميرود و از خانواده محترم شهدا که همواره نماد صبر و ايثار بودهاند، تصويري پست و حقير ميسازد و با به تصوير کشيدن صحنههايي از خانوادههاي شهدا و جانبازان که با لحن زشت و کفر آميز (باواژهلامصّب) خطاب ميکنند به خداوند طوري وانمود ميکند که آنان پشيمان از همه جانفشانيها بودهاند و پدر شهيد تحت فشار، فرزندش را به جبهه فرستاده است؟!
- تئاتر ترن که اين روزها گوي سبقت را از ديگر رقباي موهن خود ربوده است، در عرصه توهين به ارزشهاي انقلاب و دفاع مقدس يکهتازي ميکند، اما هنوز معلوم نيست که با چه مجوزي چنين هجوياتي بر سر زبان بازيگران ميآيد و به مخاطب اينگونه القا ميکنند که خانواده محترم شهدا نيز ديگر پايبند به ارزشهاي انقلاب نيستند و ارزشهاي ۸ سال دفاع مقدس را خاطراتي دور قلمداد ميکنند که مانند ابري در پشت کوهها پنهان شده است و مانند چفيه يک شهيد پوسيده و خاک خورده است و به درد دنياي امروز نميخورد.
- به نظر ميرسد اين تئاتر تلاشي بيمارگونه براي تغيير وتيشه زدن به ريشه ارزشهاي دفاع مقدس و القاي تعابير متضاد با واقعيت و حقيقت جنگ ۸ ساله ايران و عراق است که جوانان موطن عزيزمان براي آن اهداف دست از جان شسته و براي حفظ آن مجاهدت کردهاند. همواره اين خطر احساس ميشد که ارزشهاي دفاع مقدس تا حد مضامين ملي و ميهني تقليل يابد و ارزشهاي والاي دفاع مقدس که ريشه در جهاد حضرت سيد الشهداء(ع) دارد ناديده گرفته شود.
تائتر موهن ترن درواقع با همين هدف سعي دارد خلط مبحث کند و جنگ را تا حد مسائل دنيوي و حفظ خطوط مرزي کشور پايان آورد. درواقع در اين تئاتر تمامي ارزشهاي دفاع مقدس در حد وطني تقليل مييابد و در حقيقت دين و خدا در اين تئاتر مرده خطاب ميشود و با سياهنمايي که خاص فضاي شبه روشنفکري امروزي است روي تمام ارزشها و اهداف والاي انساني خطي سياه ميکشد.
حمله نويسندگان اين تئاتر مبتذل به خانواده شهدا جاي تامّل دارد. در اين تئاتر تمام شهدا، جانبازان و ايثارگران و بالتبع خانوادههاي آنها از جنگ پشيمان و نادم هستند و حتي اگر زمان به عقب بازگردد؛ ديگر حاضر به جنگيدن هم نيستند؟! درواقع دراين تئاتر اينگونه قلمداد ميشود که شهدا براي رسيدن به سعادت دنيوي پاي در اين کارزار گذاشتهاند و حال که خانواده آنها از غنايم جنگي بيبهره ماندهاند، در مقابل از دست دادن عزيزان خود پشيمان هستند. در يکي از صحنهها پدر شهيدي زبان به اعتراف ميگشايد و به مادر متوفاي شهيد ميگويد بهخاطر شرايط بد اقتصادي و به جهت کم کردن حتي يک نانخور با فحش و کتک فرزند پسرشان را به جبهه فرستاد که در ادامه شهيد شد!
- حرمت شهدا نيز در اين تئاتر همانقدر پايين آورده و ارزشها و شهداي انقلاب و دفاع مقدس هتک حرمت شده است. در اين تئاتر موهن با تطبيق بين دفن شهدا و ساخت بناي يادبود در يک بلندي (تپه نورالشهدا يا کهف الشهدا) اين طور القا ميشود که شهدا هم راضي نيستند از هزینه برای ساخت و برگزاري برنامهاي که هيچ کس بهخاطر مشکلات عديده مردم در آن شرکت نميکند و در نهايت نيز جاده ريزش نموده و هيچ وقت شهدا در آن مزار مشخص شده دفن نميشوند!
اين درحالي است که در تمامي نقاط جهان و حتي در کشورهايي که دين به عنوان ملاک و ارزش مطرح نيست، حرمت و اعتبار خاصي به قهرمانان ملي خود و کساني که در راه ميهن خود از جان گذشتهاند، گذاشته ميشود و البته در کشورمان نيز اين آييني کهن است که بر سر مزار قهرمانان و پهلوانان و شهيدان، مقبره يا شير سنگي ميسازند تا نسلهاي بعد به عظمت و مردانگي اين افراد افتخار کنند و راه آنان را ادامه دهند. معلوم نيست اين چه توجيهي است که نویسندگان اين تئاتر مبتذل به کار ميبرند و براي رسيدن به چه مقصودي ميخواهند حتي بناي يابود شهداي دفاع مقدس را تخريب کنند!
در اين تئاتر اين طور به مخاطب القا ميگردد که هيچ کس حاضر به استقبال از تابوت شهدا نيست و حتي براي دفن و کفن آنها تعدادي عمله افغاني را بايد اجير نمود تا اين امور را انجام دهند(! )
درد دين مسئلهاي است که همواره در سينماي سکولار ايران سينماگران را رنج داده است. درواقع سينماگران سکولار ايراني همواره دين ستيزي را مستمسکي براي ساخت فيلمهاي خود قرار دادهاند و در اينجا نيز ديده ميشود که همان ديدگاه در سالنهاي تئاتر رخنه کرده است. در اغلب فيلمها شخصي خشک مذهب و محدود نماد دين شناخته ميشود که با رفتار عجيب خود زندگي را براي ديگران به جهت کامجويي خود تلخ کرده است. در تئاتر موهن ترن نيز نماينده حاکميت که تسبيح به دست دارد، يک انسان رياکار و مسئلهدار است که فقط به دنبال گزارش کار است، حتي از طريق سوءاستفاده از خون شهدا(!) در اين تئاتر نيز شخصيتي دُگم و ديکتاتور به عنوان نمادي از حاکميت، به تصوير کشيده شده است.
حتي در اين تئاتر از توهين به همسران شهدا صرف نظر نکردهاند و با بيشرمي تمام بيان شده است که زنان پاکدامن شهدا همواره مورد شک و ترديد مردم قرار دارند(!)
به هر حال به نظر ميرسد در ميان اعتراضات بسيار به ساخت فيلم يک خانواده محترم که از شروع قصه به توهين و هتک حرمت ارزشهاي مقدس انقلاب اسلامي ميپردازد، تئاتر ترن نيز در همان راستا سعي دارد با حمله به خانواده شهدا و با توهين به آنها نيت اصلي آنان و شهدا را خدشهدار کند و اينگونه القا کند که شهدا بازيچه يک بازي تلخ شدهاند و اينک خانواده آنان بر اين ماشين (ترن) سوار هستند و با سرعت هر چه تمام تر به سوي نيستي در حرکت اند؟!
معلوم نيست تا کي و کجا بايد شاهد چنين توهينهايي از سوي به اصطلاح هنرمنداني باشيم که نه تنها از جنس مردم نيستند بلکه به ارزشها و آرمانهاي آنها نيز توهين ميکنند و سعي دارند افکار جوانان را تغيير بدهند. به نظر نميرسد که مسئولين وزارت ارشاد تماشگر چنين تئاترهايي آن هم در سالن اصلي تئاتر شهر باشند و بايد پرسيد که آيا از توهينها و هتک حرمتهاي اينچنيني با خبر هستند؟ و اگر با خبر هستند چرا از توهين به شهدا و خانواده آنان جلوگيري نميکنند؟!
به نظر ميرسد که اين تئاتر قرار است ۲۳ اجرا تا شروع جشنواره تئاتر فجر در سالن اصلي تئاتر شهر داشته باشد و تا آن زمان به طور مداوم به هتک حرمت به شهدا و خانواده آنان بپردازد اما متاسفانه تاکنون شاهد هيچ اقدام مثبتي از سوي مسئولين براي پايان دادن به اين مسئله نبودهايم.
- حال پس از آنکه در سينما، خانواده شهدا با فيلم «بوسيدن روي ماه» به نوعي پشيمان از گذشته خود نشان داده ميشوند، تئاتر هم با گرفتن همين سرنخ به سراغ خانواده محترم شهدا ميرود و از خانواده محترم شهدا که همواره نماد صبر و ايثار بودهاند، تصويري پست و حقير ميسازد و با به تصوير کشيدن صحنههايي از خانوادههاي شهدا و جانبازان که با لحن زشت و کفر آميز (باواژهلامصّب) خطاب ميکنند به خداوند طوري وانمود ميکند که آنان پشيمان از همه جانفشانيها بودهاند و پدر شهيد تحت فشار، فرزندش را به جبهه فرستاده است؟!
- تئاتر ترن که اين روزها گوي سبقت را از ديگر رقباي موهن خود ربوده است، در عرصه توهين به ارزشهاي انقلاب و دفاع مقدس يکهتازي ميکند، اما هنوز معلوم نيست که با چه مجوزي چنين هجوياتي بر سر زبان بازيگران ميآيد و به مخاطب اينگونه القا ميکنند که خانواده محترم شهدا نيز ديگر پايبند به ارزشهاي انقلاب نيستند و ارزشهاي ۸ سال دفاع مقدس را خاطراتي دور قلمداد ميکنند که مانند ابري در پشت کوهها پنهان شده است و مانند چفيه يک شهيد پوسيده و خاک خورده است و به درد دنياي امروز نميخورد.
- به نظر ميرسد اين تئاتر تلاشي بيمارگونه براي تغيير وتيشه زدن به ريشه ارزشهاي دفاع مقدس و القاي تعابير متضاد با واقعيت و حقيقت جنگ ۸ ساله ايران و عراق است که جوانان موطن عزيزمان براي آن اهداف دست از جان شسته و براي حفظ آن مجاهدت کردهاند. همواره اين خطر احساس ميشد که ارزشهاي دفاع مقدس تا حد مضامين ملي و ميهني تقليل يابد و ارزشهاي والاي دفاع مقدس که ريشه در جهاد حضرت سيد الشهداء(ع) دارد ناديده گرفته شود.
تائتر موهن ترن درواقع با همين هدف سعي دارد خلط مبحث کند و جنگ را تا حد مسائل دنيوي و حفظ خطوط مرزي کشور پايان آورد. درواقع در اين تئاتر تمامي ارزشهاي دفاع مقدس در حد وطني تقليل مييابد و در حقيقت دين و خدا در اين تئاتر مرده خطاب ميشود و با سياهنمايي که خاص فضاي شبه روشنفکري امروزي است روي تمام ارزشها و اهداف والاي انساني خطي سياه ميکشد.
حمله نويسندگان اين تئاتر مبتذل به خانواده شهدا جاي تامّل دارد. در اين تئاتر تمام شهدا، جانبازان و ايثارگران و بالتبع خانوادههاي آنها از جنگ پشيمان و نادم هستند و حتي اگر زمان به عقب بازگردد؛ ديگر حاضر به جنگيدن هم نيستند؟! درواقع دراين تئاتر اينگونه قلمداد ميشود که شهدا براي رسيدن به سعادت دنيوي پاي در اين کارزار گذاشتهاند و حال که خانواده آنها از غنايم جنگي بيبهره ماندهاند، در مقابل از دست دادن عزيزان خود پشيمان هستند. در يکي از صحنهها پدر شهيدي زبان به اعتراف ميگشايد و به مادر متوفاي شهيد ميگويد بهخاطر شرايط بد اقتصادي و به جهت کم کردن حتي يک نانخور با فحش و کتک فرزند پسرشان را به جبهه فرستاد که در ادامه شهيد شد!
- حرمت شهدا نيز در اين تئاتر همانقدر پايين آورده و ارزشها و شهداي انقلاب و دفاع مقدس هتک حرمت شده است. در اين تئاتر موهن با تطبيق بين دفن شهدا و ساخت بناي يادبود در يک بلندي (تپه نورالشهدا يا کهف الشهدا) اين طور القا ميشود که شهدا هم راضي نيستند از هزینه برای ساخت و برگزاري برنامهاي که هيچ کس بهخاطر مشکلات عديده مردم در آن شرکت نميکند و در نهايت نيز جاده ريزش نموده و هيچ وقت شهدا در آن مزار مشخص شده دفن نميشوند!
اين درحالي است که در تمامي نقاط جهان و حتي در کشورهايي که دين به عنوان ملاک و ارزش مطرح نيست، حرمت و اعتبار خاصي به قهرمانان ملي خود و کساني که در راه ميهن خود از جان گذشتهاند، گذاشته ميشود و البته در کشورمان نيز اين آييني کهن است که بر سر مزار قهرمانان و پهلوانان و شهيدان، مقبره يا شير سنگي ميسازند تا نسلهاي بعد به عظمت و مردانگي اين افراد افتخار کنند و راه آنان را ادامه دهند. معلوم نيست اين چه توجيهي است که نویسندگان اين تئاتر مبتذل به کار ميبرند و براي رسيدن به چه مقصودي ميخواهند حتي بناي يابود شهداي دفاع مقدس را تخريب کنند!
در اين تئاتر اين طور به مخاطب القا ميگردد که هيچ کس حاضر به استقبال از تابوت شهدا نيست و حتي براي دفن و کفن آنها تعدادي عمله افغاني را بايد اجير نمود تا اين امور را انجام دهند(! )
درد دين مسئلهاي است که همواره در سينماي سکولار ايران سينماگران را رنج داده است. درواقع سينماگران سکولار ايراني همواره دين ستيزي را مستمسکي براي ساخت فيلمهاي خود قرار دادهاند و در اينجا نيز ديده ميشود که همان ديدگاه در سالنهاي تئاتر رخنه کرده است. در اغلب فيلمها شخصي خشک مذهب و محدود نماد دين شناخته ميشود که با رفتار عجيب خود زندگي را براي ديگران به جهت کامجويي خود تلخ کرده است. در تئاتر موهن ترن نيز نماينده حاکميت که تسبيح به دست دارد، يک انسان رياکار و مسئلهدار است که فقط به دنبال گزارش کار است، حتي از طريق سوءاستفاده از خون شهدا(!) در اين تئاتر نيز شخصيتي دُگم و ديکتاتور به عنوان نمادي از حاکميت، به تصوير کشيده شده است.
حتي در اين تئاتر از توهين به همسران شهدا صرف نظر نکردهاند و با بيشرمي تمام بيان شده است که زنان پاکدامن شهدا همواره مورد شک و ترديد مردم قرار دارند(!)
به هر حال به نظر ميرسد در ميان اعتراضات بسيار به ساخت فيلم يک خانواده محترم که از شروع قصه به توهين و هتک حرمت ارزشهاي مقدس انقلاب اسلامي ميپردازد، تئاتر ترن نيز در همان راستا سعي دارد با حمله به خانواده شهدا و با توهين به آنها نيت اصلي آنان و شهدا را خدشهدار کند و اينگونه القا کند که شهدا بازيچه يک بازي تلخ شدهاند و اينک خانواده آنان بر اين ماشين (ترن) سوار هستند و با سرعت هر چه تمام تر به سوي نيستي در حرکت اند؟!
معلوم نيست تا کي و کجا بايد شاهد چنين توهينهايي از سوي به اصطلاح هنرمنداني باشيم که نه تنها از جنس مردم نيستند بلکه به ارزشها و آرمانهاي آنها نيز توهين ميکنند و سعي دارند افکار جوانان را تغيير بدهند. به نظر نميرسد که مسئولين وزارت ارشاد تماشگر چنين تئاترهايي آن هم در سالن اصلي تئاتر شهر باشند و بايد پرسيد که آيا از توهينها و هتک حرمتهاي اينچنيني با خبر هستند؟ و اگر با خبر هستند چرا از توهين به شهدا و خانواده آنان جلوگيري نميکنند؟!
به نظر ميرسد که اين تئاتر قرار است ۲۳ اجرا تا شروع جشنواره تئاتر فجر در سالن اصلي تئاتر شهر داشته باشد و تا آن زمان به طور مداوم به هتک حرمت به شهدا و خانواده آنان بپردازد اما متاسفانه تاکنون شاهد هيچ اقدام مثبتي از سوي مسئولين براي پايان دادن به اين مسئله نبودهايم.
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست
آنچه البته به جایی نرسد فریاد است
رو تازه یاد گرفتی تو کل صفحه های صراط نوشتی؟
عیبش چیه!؟
مواردی کهع نوشتهید هرگز صحت نداره
ترن نمایش تاثیرگذاریه و نگاه متفاوتی به شهدا داره
تو سانسی که من بودم اکثر مخاطبان اشک می ریختن
این نوشته یک غرض ورزی تمام عیار بود
منتشر کن صراط
البته مطمئن هستم صراط نظرات من رو دیگه چاپ نمی کنه، ولی من هم این نمایش رو دیدم و این تحلیل ها فقط از ذهن بیمار صراط و طرفداران اش بیرون می یاد
یا علی
نمایندگان مجلس پس از پایان اجرا در نشستی با حضور صادق موسوی، رئیس تئاتر شهر، نیما دهقان کارگردان، حمیدرضا آذرنگ نویسنده و امیر جعفری از بازیگران نمایش ترن به گفت و گو پرداختند.
** تماشای ترن باعث شد بیشتر به تماشای تئاتر بیایم
علی مطهری با مطلوب دانستن نحوه ارائه پیام های ارزشی در این اثر گفت: بازیگران نمایش ترن بازی های روان و قابل توجهی را به نمایش گذاشتند. محتوای اثر قوی به نظر می رسید. زیرا ارزش، رشادت ها و فداکاری کسانی را که در راه ممکلت خود جنگیده و به شهادت رسیده اند، به خوبی یادآوری می کرد و بیننده را از غفلت خود بیرون می آورد.
وی ادامه داد: این نمایش به دلیل نگاه شهدا از آسمان به زمین نوعی وجه متافیزیکی هم داشت. جریان بازگشت شهیدان به دنیا جالب بود. نمایش پیوند میان عالم ملکوت و خاک کار دشواری است که در این نمایش به خوبی محقق شده است.
این نماینده مجلس در پایان ضمن تشکر از بازیگران و عوامل اجرای ترن بیان داشت:این که با اجرای این گونه نمایش ها روی قشر خاصی تاثیر می گذارید، بسیار ارزشمند است. من چندان اهل تئاتر دیدن نیستم. اما دیدن این نمایش انگیزه ای ایجاد کرد که از این به بعد بیش تر تئاتر ببینم.
** ترن مصداق مقابله با جنگ نرم دشمن است
در ادامه بیژن نوباوه نیز نیز در خصوص این نمایش بیان داشت: جنگ تحمیلی تنها جنگی بود که در طی آن حتی یک وجب از خاک کشور به دست بیگانگان نیفتاد. به نظرم نمایش ترن به خوبی توانسته بود این مفهوم را به تماشاگر منتقل کند.
وی ادامه داد: ترن در واقع یک نوع دفاع علیه جنگ نرم است. نقطه اوج کار زدن یک تلنگر به تماشاگر بود که مخاطب به خود بیاید، خجالت بکشد و متوجه اصل ماجرا بشود که به نظر می رسید تماشاگر این تلنگر را به خوبی دریافت کرد.
** ریتم نمایش بسیار خوشایند بود
مهناز بهمنی هم درباره نمایش ˈترنˈ گفت: من این نمایش را اثر بسیاری خوبی دیدم. به نظرم اگر بخش های حذف شده کار که در واقع درد و دل های فرزند شهیدی با پدرش بود، در نمایش اجرا می شد، می توانست نتیجه کار را دلچسب تر کند. ریتم و آهنگ نمایش خوشایند بود و من را به حال و هوای سال ها قبل و گذشت و ایثار شهدا برد.
بهمنی با بیان این که برای نخستین بار است به تماشای تئاتر می نشیند، خطاب به علی مطهری و بیژن نوباوه، دو نماینده دیگر حاضر در جلسه افزود: شما در واقع صدای گویای ملت در میان مردم و یا در میان اهالی دولت هستید. بنابراین اگر از طریق کمیسیون فرهنگی برای بهبود شرایط تئاتر ورود کنید، می توانید موفق شوید.
در ادامه نیما دهقان کارگردان اثر ضمن دلگرم کننده دانستن این برخوردها از سوی مسوولان کشور گفت: من در جنگ حضور نداشته و آن را تجربه نکرده ام ولی در یک جریان خودخواسته به سمت اجرای نمایش های جنگی کشیده شدم و معتقدم که اگر قهرمان خود را حفظ نکند، نمی تواند همچنان قهرمان باقی بماند.
آذرنگ نویسنده نمایش ˈترنˈ هم بیان داشت:افتخار من در نوشتن متن ˈترنˈ این است که نقش یک کارگر افغانی را در نمایشنامه قرار داده ام که به خاطر عشق به وطنش می خواهد از این به بعد بقیه عمرش را در کشور خود بگذراند.
داستان این نمایش مربوط به شهدای گمنامی است که ماجرای زندگی آن ها در جریان سفری از آسمان به زمین توسط یک نمایشنامه نویس جنگ روایت می شود.
لعنت كند انجمن حجتيه نوين را.مطهرى حق
دارد جريان انحرافى ومعجزه هزاره سوم را
ليبرال فرهنگى معرفى ميكند.صراط عزيز شما
سوابق بزرگان جريان انحرافى را بررسى كنيد
تابه عينه دريابيد كه آقايون سابقه يكروز حضور
در جبهه را ندارند طبيعيست دلشان بحال ارزش
هاى دفاع مقدس نسوزد.به دوستان ناشناسى
كه على الظاهر باصراط مخالفت كرده اندميگويم
عزيزان من شما كه به تخريف تاريخ معتقد نيستيد؟بحث صراط واعتراضشون صرفاً مربوط
به اين تحريفها ودروغهايى است كه اين دست اندركاران نامحترم به خورد خلق الله ميدهند
اين يه حقيقته تلخ يا شيرينه كه قضاوتش با خودتون....
اين نمايش آينه اي از تفكرات خيلي از خانواده هاي شهداست...
به جاي نقد تفكرات اونا يه كم فكر كنيد كه چرا اصلا اينطوري شد؟؟؟؟
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج، واجعل عواقبَ امورنا به خیرا !